تعزيه خواني هنر نمايشي كميجان komijantazie   

  عشق زينب بيماري نيست جز فوق جنون.........هركه گويد يا حسين بر او سرايت ميكند..........اي كه بيماري چرا نزد طبيبان ميروي.......خرده نان سفره زينب كفايت ميكند.........كربلا باشد سفارت خانه حق بر زمين......اين سفارتخانه را زينب صدارت ميكند.........بيرق خون خواه شاه كربلا اين مطلب است......اهل عالم گوش باشيد اين سپاه زينب است

  تماس با من

  آرشيو

  ابزار و امکانات

 

لوگوي وبلاگ شما


:حضور و غياب

  سايت هاي مرتبط با كميجان

لينك اول

history of komijanتاريخ كميجان

اخبار كميجان

فرهنگ و آداب و رسوم كميجان

نامداران كميجان

قصه هاي كميجان

تعزیه خوانان زرقان

شهداي كميجان

عراقي شاعر نامدار

ايل هاي برچلو و بزچلو

history of komijanتاريخ كميجان

اخبار كميجان

ماجراهاي پدربزرگ

نامداران كميجان

درباره نويسنده

طنزهاي داداشعلي كلواني

تغذيه مصنوعي باستاني كميجان

  صاحبخونه

 

 

  اشعار شاعران و تذكر به ذاكران

 

تذكري به ذاكران و مرثيه خوانان حضرت اباعبدالله الحسين (ع)

بنده خودم به تعزيه به همين صورتي كه هست علاقه دارم و باور دارم كه بسياري از مردم از طريق همين تعزيه خوانان و اشعار تعزيه با اسلام و تاريخ آن و سيرت ائمه آشنا شده اند و خودم را به هيچوجه شايسته و در جايگاه تذكر و توصيه نميدانم ، بلكه چند سطري را از كتاب زندگاني امام حسين نوشتة سيد هاشم رسولي محلاتي خطاب به ذاكران اهل بيت رسول الله ( ص ) نقل ميكنم :

گاهي برخي از مرثيه سرايان و شاعران اهل بيت روي علاقة شديد به اين خاندان و تحت تإثير قرار گرفتن آن مصائب جانگداز از خود بيخود گشته و اشعاري را ، كه براستي ميتوان گفت از اعماق جانشان تراوش مي كند نه از قلم و زبان ، ميسرايند و شايد بدون توجه ، آنها را به ائمه ( ع ) يا نزديكان ايشان نسبت مي دهند .

 در صورتي كه اينها زبان حال است نه بيان مقال زيرا هيچ اثري از آنها در احاديث و روايات نيست ولي برخي مرثيه خوانان خيال ميكنند كه هرچه در اشعار و مراثي آمده حتماٌ سندي و منبعي داشته كه آن شاعر بر طبق آن سروده است ، اما همانگونه كه گفته شد اينگونه نيست  از اينرو انتظار مي رود حضرات محترم مرثيه خوانان و ذاكران حضرت اباعبدالله ( ع ) احتياط را مراعات كرده و هرگاه شعر يا مرثيه اي را كه خداي ناكرده اطميناني به صحت آن ندارند ميخوانند در وقت نقل كردن به صورت زبانحال بخوانند كه خداي نكرده گرفتار نشوند و به جاي ثواب گناهي انجام ندهند .

اشعاري كه شاعران (ملا احمدو ملااسدالله) و كاتب در رابطه با خودشان سروده اند

در گوشه گوشة كتاب بكاءالباصرين اشعاري از قول كاتب و نويسندة اشعار و همچنين از قول سراينده و سرايندگان اشعار آورده شده است و در اين قسمت براي گراميداشت ياد و نام و خاطرة آن عزيزان كه به اينوسيله خدمت بسيار زيادي به آستان مقدس حسيني و عزاداران حسيني نموده اند ، آن اشعار را مي آورم .

- در انتهاي مجلس تعزية عالم ذر عبارات زير را ميخوانيم :

اولاندا روز جزا اي خداي ليل و نهار                 باغوشلا جرمني بو كاتبون به هشت و چهار

و باينترتيب از خداي ليل و نهار درخواست بخشش گناهان خود در روزجزا دارد و ائمة دوازدهگانه را شفيع قرار ميدهد .

- در انتهاي مجلس وفات ابراهيم ( پسر حضرت رسول اكرم ) ميگويد :

 بو اهل مجلسي ، بو كاتبيله ، فرد جواد            هميشه ايله گينن دين احمده ارشاد

علي الخصوص بو احمد ( شاعر) كه ذكره ذاكردور      علي وآل علي درگهينده چاكردور

يعني :

 اي خداي فرد و بخشايشگر، اهل اين مجلس را به همراه اين كاتب ، هميشه به دين احمدي ارشاد و هدايت نما .

بخصوص اين احمد را كه ذاكر به ذكر است و چاكري درگاه و آستان علي و آل علي را مينمايد هدايت فرما 

- در انتهاي اشعار مجلس حجه الوداع در دو بيت شعر از زبان فاطمة صغري اين چنين سروده است :

ياخچي خوار اولدون نظردن دوشدون اي كعبه قيزي

اعتنا ايتمز سنه ، بو قوم خويشان فاطمه

سطح غبرا ايچره من بير كاتب چشم انتظار

كيم اولور روز جزاده دادخواهين فاطمه

علي لعنته الله علي قوم الظالمين

يعني :

اي دختر كعبه خوب خوار و ذليل شدي و از چشم ديگران افتادي

اي فاطمه ، ديدي چگونه قوم و خويش و اقربا به تو اعتنا نميكنند

برروي سطح زمين ، من يك كاتب و نويسندة چشم انتظار

دارم كه فاطمه در روز جزا و يوم اقيامت دادخواهي ام نمايد .

- در انتهاي اشعار مربوط به مجلس شهادت مسلم بن عقيل در قصر ابن زياد و بربالاي بام دارالحكومة كوفه در دوبيت شاعر از قول و زبان مسلم چنين مي گويد :

حسين وصالينه هر صبح و شام چكدوم آه                اقول و اشهدو الا اله الا الله

نصيب قيل ديه احمد ، اولنده يا الله                             محمد است رسول و علي ولي الله

يعني :

براي وصال حسين ، هر صبح و شام آه كشيدم

ميگويم كه خدا واحد است و جز او خدايي نيست

خدايا قسمت احمد نما تا در زمان مرگ بگويد

 محمد نبي و فرستادة اوست و علي ولي خداوند است .

- در خاتمة مجلس شهادت طفلان مسلم ، در حاليكه دوطفلان مسلم بر همديگر در رفتن بسوي مرگ سبقت ميجويند ، شاعر در دوبيت از زبان محمد ابن مسلم اظهار ميدارد :

اي حارث ستمگر ، اي ظالم جهول      قوي من ديوم شهادتيمي ايله سن قبول

 كاتب زاره خدا ايله نظر                     چوخ اميده وارده سندن دادگر ايله قبول

اقول و اشهد و ان لا اله الا الله               محمد است رسول و علي ولي الله

يعني :

اي حارث ستمگر و اي ظالم نادان

بگذار تا من زودتر شهادتين بخوانم

اي خدا به اين كاتب زار نظري بكن

چونكه به تو خيلي اميدوار است

ميگويم كه خدا يكي است و جزاو نيست

محمد نبي و فرستادة او و علي ولي خداوند است .

- در انتهاي مجلس تعزية ثعلبيه در دو بيت كاتب براي خود طلب عفو و مغفرت مينمايد :

كمال حسرتيلن ، كاتبون ايدر تحرير            اولاندا روز جزا ، عفو ايدون اونا تقصير

يعني :

در كمال حسرت ، كاتبت تحرير مينمايد

و انتظار دارد كه در روز پاداش ، گناهانش را ببخشي

- در انتهاي مجلس لشگركشي و شهادت حر عليه الرحمه آورده است :

توكموش سنه اشك ديده كاتب          مجلس خواص ايچينده اي حر

يازموش سنه مخلصون عزاوي            شافع اولاسن جزاده اي حر

يعني :

براي تو ، كاتب اشك چشمانش را ريخته است

در مجلس خواص و برگزيدگان ، اي حر

مخلص ات ، عزاي تو را برايت نوشته است

اميدوارم در روز جزا ، شافع محشرم بشوي اي حر .

الا لعنته الله علي القوم الظالمين

- در آخرين بيت مجلس تعزيه عابس و شوذب چنين سروده است :

يارب باغشلا جرمني بو كاتبون امان               محشر گونونده خوار ايله مه نزد شيعيان

يعني :

خدايا ، به تو پناه مي برم ، گناهان اين كاتب را ببخش

در روز محشر مرا در نزد شيعيانت شرمنده و خوار نكن

علي لعنته الله علي القوم الظالمين

- در بيت آخر تعزية جانگداز شهادت عباس باب الحوائج سروده است :

حسين مصيبتيني ثبت ايدوم بناله و آه         باغشلا جرمني بو كاتبون سن اي الله

يعني :

مصيبت حسين را با ناله و آه ثبت ميكنم

خدايا توهم جرم و گناه اين كاتب را ببخش

- در آخرين بيت مجلس شهادت طفلان زينب از زبان محمد بن جعفر در حق كاتب چنين مي خوانيم :

اولاندا روز جزا ايخداي فرد صمد          باغشلا حشر گوني كاتبي بحق احد

يعني :

در روز جزا اي خداي واحد و بي نياز

بحق وحدانيت خودت ، در روز محشر اين كاتب را ببخش

-  در انتهاي مجلس رحلت فاطمة صغري ، از قول دختر امام حسين چنين بدعاگويي ميپردازد :

بزرگوار خدايا يتور حسينه مني                    شهيد لاله كفن  نور هر دو عينه مني

گوزيم يولوندا قالوب گلمدي علي اكبر         باغشلا جرمني بو كاتبون سن اي داور

بحق ساقي كوثر علي اژدر در                       باغشلا مجلسين اهلين خداي جن و بشر

ديوم كه اشهد و ان لا اله الا الله                      محمد است رسول و علي ولي الله

يعني :

اي خداي بزرگوار ، مرا به حسين برسان

مرا به نور دوچشمانم و آن شهيد بي كفن برسان

چشمانم براهش ماند ولي علي اكبر نيامد

اي قاضي نهايي گناه اين كاتب را ببخش

ترا به حق امام علي ساقي كوثر قسم ميدهم

 كه گناه حضار و اهل مجلس را اي خداي جن و انس عفو نمايي

ميگويم كه خدا يكي است و جزاو نيست

محمد نبي و فرستادة او و علي ولي خداوند است .

الا لعنته الله علي القوم الظالمين .

يوم هشتم ذيحجه يكهزار و سيصد و هشتاد و هشت تحرير يافت .

- در اشعار پاياني مجلس شهادت امام حسن مجتبي شاعر اينگونه حاضرين را دعا ميكند :

بزرگوار خدايا بسوز و آه حسن                        بحرمت جگر چاك تشنه كام حسن

بحق جلوه گه دشت كربلاي حسين                   برنگ سبزي سبزي جلوه گاه حسن

بو مجلس اهليني بير يرلي آغليانلاريني            باغشلا حشريده سن اي اميدگاه حسن

بزرگ و كوچك و مرد و زن و سياه و سفيد      غريب بومي عفو ايله اول گواه حسن

خصوص احمد ذاكر كه گوزده گوزياشين         توكر هميشه وفادن بخاك پاي حسين

بودودمانه كه هر صبح و شام ذاكردور               باغشلا جرمني يارب بقرب گاه حسن

 تمام خلقه اولور پيشوا رسول الله                      گنه دوباره ديوم لا اله الا الله

                                    محمد است رسول و علي ولي الله        

يعني :

اهل اين مجلس و تمام گريه كنندگانت را

در روز محشر اي اميدگاه حسن ببخش و بيامرز

همه را اعم از بزرگ و كوچك و سپيد و سياه

و بومي و غريب را ببخش و شاهد امام حسن باش

مخصوصاً احمد را در حال ذكر اشك چشمانش را

از روي وفا و محبت به خاك حسين مي ريزد

به اين خانواده و دودمان هر صبح و شام ذاكر است

ببخش جرم و گناهش را بخاطر حسن

براي تمام خلق عالم رسول الله پيشوا و رهبر مي شود

بازهم براي چندمين بار ميگويم كه خدا يكي است

و محمد نبي و علي ولي خداوند است .

سه سنه 13 ماه ذيحجه الحرام 1388 قمري يد اقل ذوالفقار دارابي متخلص در تحرير وادار كاتب .( اين جمله بهمين صورت در كتاب ثبت شده است ) .

- در اشعار پاياني مجلس شهادت حمزة سيدالشهداءدر جنگ احد ، شاعر اينگونه حاضرين و باني مجلس و خود را دعا ميكند :

بو اهل مجلسي سن ايخداي ذوالمنت                  اهالي اين مجلس را اي خداي صاحب منت

عزا دوتانلاري سن ايله داخل جنت                     عزاداران را به بهشت داخل فرما

علي الخصوص كه مخلص حزين دل افكار          مخصوصاً مخلص شاعردل غمين را

واريدي چشم شفاعت بحق هشت و چهارشنبه   كه از دوازده امام چشم اميد دارد

يتيشدي چون بو مقامه كلام غم فرجام         هنگامي كه مطلب به اين جاي غصه دار رسيد

معطل اولدي قلم والسلام والاكرام                قلم معطل گشت و از حركت بازماند   

الا لعنته الله علي القوم الظالمين

Mohammad Komijani

هر چه ميخواهد دل تنگت بگو

 

  محرم در كميجان

 

عزاداري محرم

در كميجان عزاداري محرم به دو بخش شبانه و روزانه تقسيم ميشود .

در عزاداري شبانه پس از جمع شدن مردم در مساجد و حسينيه ها ، روحاني محل پس از خواندن نماز جماعت ، به منبر رفته و پس از مدتي صحبت و ارشاد مردم ، جوانان گرد هم آمده و دسته اي تشكيل ميدادند و پس از لحظاتي تمرين سينه زني و زنجيرزني ، كه بمنظور شكل گيري دسته و روان شدن نوحه خوان انجام ميشود ، دسته با علم و كتل و چلچراغ و طبل و سنج ، با نظم و ترتيب به حركت در آمده و به تمام مساجد و حسينيه ها و مجالس عزاداري رفته و نوحه خواني و سينه زني و زنجيرزني و عزاداري مي كنند .

عزاداري روزانه مختص تعزيه خواني است و ممكن است در هر روز سه يا چهار و گاهي شش مجلس تعزيه در محلات مختلف كميجان ( انار ، مسجدجامع ، حصاربالا ، سراب عيسي آباد ، عليقلي بگ و عيسي آباد ) برقرار شده و با جمع كردن مردم محلات به تعزيه خواني و عزاداري بپردازند .

در ماه محرم اگرچه ممكن است عزاداريهاي شبانه و حركت دستجات و هيئت ها از روز سوم و جهارم محرم آغاز شود ، ولي عزاداري روزانه و تعزيه خواني ها از همان روز اول محرم آغاز ميشود و براي دهة اول محرم براي هر روز برنامة مخصوص تعزيه خواني دارند كه متناسب با برنامه هايي كه در سال شصت و يكم هجري اتفاق افتاده تنظيم و زمانبندي شده است .

روز اول محرم

در اينروز ، تعزية حجت الوداع را ميخوانند و ماجراي آن حكايت از جريان بيعت خواهي يزيد و يزيديان از امام حسين در مدينه و هجرت آن حضرت بسوي مكه و شروع حركت انقلابي امام حسين و يارانش مي باشد .

روز دوم محرم

در اينروز ، تعزية حضرت حمزه را ميخوانند و ماجراي آن حكايت از جريان جنگ احد است در سالهاي اول توسعه و گسترش اسلام ، پس از واقعه و جنگ بدر ، جنگي بين ياران و لشگريان پيامبر با كفار قريش صورت گرفت كه در آن جنگ پس از آنكه شواهد پيروزي لشگريان اسلام و شكست كفار ظاهر شد ، هجوم مسلمانان براي جمع آوري غنايم و غفلت آنان موجب حملة مجدد كفار و لشگريان شكست خوردة قريش و در نتيجه شكست لشگريان اسلام گرديد .

در اين جنگ حمزه عموي شجاع پبامبر به شهادت رسيد و دندان مبارك حضرت رسول شكست و غلامي بنام وحشي ، با دريدن سينة حمزه جگرش را بيرون آورده و براي هنده كه زن ابوسفيان و مادرمعاويه بود ، برد و آن ملعون كه تعدادي از بستگانش در جنگ بدر بدست حمزه كشته شده بودند ، جگر آن شهيد راه اسلام را بدندان گرفت و با خوردن آن  دل خود را خنك كرد ، از آنروز به بعد به هند جگر خواره معروف  و ناميده شد  .

روز سوم محرم

در اينروز ، تعزية شهادت مسلم را ميخوانند و ماجراي آن حكايت از جريان دعوتنامه هاي كوفيان از امام حسين جهت عزيمت به كوفه و پذيرش ولايت و امامت اهل كوفه است و امام براي ارزيابي صحت قول و قرار كوفيان و آماده نمودن مقدمات كار ، پسر عمويش مسلم بن عقيل را بهمراه دو پسر نوجوانش بكوفه اعزام ميكند .

وقتي مسلم بكوفه ميرسد به شدت مورد استقبال مردم كوفه قرار گرفته و آنان با او بعنوان نمايندة امام بيعت مي كنند و دعوت خود از امام را تجديد مي نمايند .

 شبي كه مسلم در حال خواندن نماز جماعت در مسجد كوفه بود ، خبر ورود عبيدالله بن زياد به كوفه به مردمي كه پشت سر مسلم باو اقتدا كرده و مشغول خواندن نماز جماعت بودند مي رسد و يكي يكي نماز خود را نيمه تمام رها كرده و يواشكي از مسجد مي گريزند .

وقتي كه مسلم سلام نماز را مي دهد و براي مصافحه با نمازخوانان به اطرافش مي نگرد ملاحظه مي كند كه همه رفته و او را تنها گذاشته اند و او باين ترتيب به بيوفايي عهد و پيمان مردم كوفه پي برده و براي امام حسين قاصدي فرستاده و او را از آمدن به كوفه منع و نهي ميكند ، ولي خودش گرفتار نامردي و دنيادوستي مردم كوفه شده و پس از مقداري جنگ و گريز در كوچه هاي كوفه باسارت افتاده و در بالاي بام دارالحكومه بدار آويخته ميشود .

روز چهارم محرم

در اينروز ، تعزية شهادت طفلان مسلم را ميخوانند و ماجراي آن حكايت از جريان سرگرداني دو پسر نوجوان مسلم در كوفه و پناه بردن آنان به كوفيان و در نهايت گرفتار شدن آنان بدست افراد دنيادوست و دشمنان آل پبغمبر و برده شدن آنان به مجلس ابن زياد و كشته شدن آنادو نوجوان مظلوم است .

روز پنجم محرم

در اينروز ، تعزية شهادت حربن يزيد رياحي را ميخوانند و ماجراي آن حكايت از جريان يكي از سرداران سپاه يزيد بنام حربن يزيد رياحي است كه در كربلا راه خود را گم كرده و خود و سپاهيانش بشدت تشنه و بيتاب شده بودند كه به كاروان امام برخورد نموده و از آنان آب ميخواهند

امام به جوانانش دستور آب دادن و سيراب نمودن حر و لشگريانش را ميدهد و پس از انجام معارفه و شناسايي امام حسين توسط حر ، او راه حركت كاروان امام حسين را مي بندد و مانع رفتن آنان به هر طرف شده و آنان را زمينگير مينمايد و در اثر حركت او و سپاهيانش اهل بيت و حرم امام حسين ناراحت و نگران مي شوند.

امام حسين كه در ابتداي امر به او خوبي كرده بود ، پس از مشاهدة اين رفتار ناجوانمردانه ، باو نفرين ميكند و از خدا ميخواهد كه مادرش براي او عزا بگيرد .

حر پس از چندي از كار خود پشيمان شده و وقتي پسرش علي نيز سرگرداني و ناراحتي روحي پدرش را مي بيند با او صحبت كرده و باين نتيجه ميرسند كه هردو خود را به چادر امام حسين برسانند و اعلام توبه و درخواست بخشش نمايند ، در نتيجه سر و پاي خود را برهنه كرده و چكمه و شمشير بگردن آويخته و زار و نالان بر خاك افتاده و خزيده به چادر امام مي آيند  .

پس از آنكه امام حسين آندو را بخشيده و به جوانان بني هاشم دستور ميدهد كه چكمه و شمشير آنان را از گردنشان باز كرده و مورد احترام و اعزازشان قرار دهند ، حر از امام درخواست ميكند كه براي مقابله باسپاه دشمن ، بعنوان اولين فرد حمله نموده و آنان را تارومار نمايد و در اثر اصرار او امام موافقت نموده و او و پسرش هردو در ميدان جنگ به شهادت مي رسند .

روز ششم محرم

در اينروز ، تعزية ثعلبيه را ميخوانند و ماجراي آن حكايت از جريان رسيدن خبر بيوفايي مردم كوفه و بي اعتباري قول و قرار آنان  و وصول خبر شهادت مسلم به امام حسين در محلي بنام ثعلبيه است .

روز هفتم محرم

در اينروز ، تعزية آب آوردن علي اكبر و يا شهادت قاسم را ميخوانند و ماجراي آن حكايت از جريان رفتن علي اكبر به سمت فرات و آوردن آب براي كودكان تشنة حرم امام حسين و همچنين به ميدان رفتن و به شهادت رسيدن قاسم بن حسن است .

 روز هشتم محرم ، تعزية شهادت علي اكبر را ميخوانند و ماجراي آن حكايت از جريان درخواست علي اكبر از امام براي عزيمت به ميدان جنگ و ارسال پيام خداحافظي به مدينه با كبوتر و به ميدان رفتن و شهادت علي اكبر حسين است .

روز نهم محرم

در اينروز كه به تاسوعا معروف است ، تعزية شهادت عباس را ميخوانند و ماجراي آن حكايت از جريان ، امان نامه آوردن شمر از ابن زياد براي عباس ، پاره كردن نامه مذكور توسط عباس و حملة او به شمر و فرار آن نامرد ، تشنگي اهل و عيال امام حسين و در خواست آب از سقاي كربلا ، رفتن عباس بن علي به سوي فرات براي آب آوردن و جنگ با مارد قهرمان عرب ، حملة لشگريان شمر و ابن سعد به او و قطع شدن دست راست و سپس دست چپ او و در نهايت شهادت دردناك و دلخراش آن رزمنده و سردار نامدار است .

روز دهم محرم و عاشورا

در اينروز ، تعزية كامل و سنگين و وقت گير عاشورا ، را ميخوانند كه يك روز كامل طول مي كشد و ماجراي آن حكايت از جريان پيوستة حركت امام به سمت كربلا و برخورد او با لشگر حر و استقرار اجباري او در كربلا و شهادت تك تك ياران و جوانان و مردان بني هاشم و اصحاب و ياران امام حسين در دشت كربلا ميباشد .

در تعزية عظيم روز عاشورا ضمن حضور و به شهادت رسيدن چهره هايي مانند : حربن رياحي ، علي بن حر ، عباس بن علي ، علي اكبر حسين ، قاسم بن حسن ، دو طفلان زينب ، و علي اصغر طفل شيرخوار امام و عبدالله بن حسن و سيد و سالار شهيدان عالم حضرت امام حسين عليه و الصلوه و السلام تعدادي از ياران امام حسين هم به شهادت مي رسند كه در برخي روايات تعداد مجموع شهداي كربلا را هفتاد و دو تن ذكر كرده اند .

به جز آنان ، تعداد زيادي شخصيت هاي فرعي نيز در تعزية روز عاشورا به مناسبت هاي مختلف در سر راه امام حسين قرار گرفته و برخي او را ياري نموده و برخي نيز از او ياري مي جويند و برخي ، روايت ظلم و ستم يزيديان به امام را براي ديگران روايتگر ميشوند .

 از اين افراد ميتوان به اعراب ماريه ، درويش ، عابس ، شوذب ، سلطان قيس و وزيرش ، زعفر جني و لشگريان جن ، و تعدادي نقش ديگر اشاره نمود .

سيزلر ساغ اولون

Mohammad Komijani

هر چه ميخواهد دل تنگت بگو

 

  مجالس تعزيه كتاب بكاء الباصرين

 

مجالس تعزيه اي كه در كتاب بكاءالباصرين بنگارش درآمده عبارتند از :

1.               مجلس عالم ذر

در كتاب اصول كافي كه يكي از كتب معروف و منابع اربعة شيعه و محل مراجعه مي باشد از قول حضرت امام باقر عليه السلام ، روايتي موجود است كه بموجب آن ، روزي كه خداوند عالميان تصميم به خلقت آدم گرفت ، ابتدا خاكي را كه از زمين آورده بودند ، بدوقسمت تقسيم نموده و سپس به ذره هاي خاك فرمان داد تا خلق شوند .

از دو كپه هاي خاك دوگروه آدم خلق شدند كه شامل تمام كساني بودند كه قرار بود از بدو خلقت تا انتهاي آن و روز قيامت برروي زمين ظاهر شوند و اين مخلوقات شروع به جنب و جوش و گردش در محضر خدا نمودند .

 خداوند تنوري از آتش در مقابل آنان برافروخت و سپس به آندو گروه دستور داد تا براي آزمون بدرون آن تنور داخل شوند ، گروهي از مردمان وقتي به تنور نزديك شدند از حرارت تنور دوري كرده و از رفتن بداخل آتش اعراض نمودند ولي گروه ديگر، آنكار را بارضا و رغبت انجام دادند و بدرون آتش پريده و دوش آتش گرفتند و بسلامت خارج شدند .

 گروه اول وقتي شاهد سلامتي آنان شدند ، احتمال دادند كه اين آزمون نتايج وخيمي ممكن است براي آنان بدنبال داشته باشد ، لذا به خدا اعتراض كرده و درخواست تجديد آزمون را كردند .

خداوند ارحم الراحمين كه از قبل وضعيت هرگروه را مي دانست ، آن آزمايش را تكرار نمود ولي اين بار نيز آنان در آزمايش شكست خوردند و از هرم آتش پس نشستند .

خدا به آنان خطاب كرده و فرمود : حال بدانيد كه شما از اهل جهنم خواهيد بود ، و خطاب به مؤمنين نموده و گفت شما بدانيد كه اهل بهشت خواهيد بود .

 پس از اين جلسه خداوند آنان را دوباره درهم مخلوط نموده و يك انسان خلق كرد و بقية آدم ها از اعقاب همان آدم هستند كه برخي از اهل بهشت اند و برخي اهل جهنم .

در تعزيه عالم ذر كه به معناي عالم و جهان ذرات اوليه است ، نيز در حقيقت به همان حديث تأكيد مي شود ، منتهي در آن حديث گويا تكليف تمام مردم مشخص گرديده است ولي در اين تعزيه وظيفه و تكليف انبياي عظام الهي معين و اعلام ميشود .

موضوع تعزيه همانطور كه گفتم به اين شرح است كه خداوند به جبرئيل فرمان گردآوري و احضار تمامي انبياء و رسل را مي دهد و جبرئيل با يك ندا آنان را به يك گردهمائي فوري و اضطراري فرا ميخواند .

مجموع اشعار اين مجلس      بيت است كه بوسيلة افراد مختلفي خوانده ميشود و  آخرين ابيات آن كه بوسيلة زينب خوانده ميشود اين است :

اماندي باغريمي بو سوزلريله داغلاتما                      بو خوردا قزلره رحم ايله بسدور آغلاتما

چكرم هرنه بلاوار كسللر الريوي                                  بومعجريم آچارام باغلارام يارالاريوي

اولاندا روز جزا ايخداي ليل و نهار                          باغشلا جرمني بو كاتبون به هشت و چهار

 افراد شاخص اين گردهمايي كه در جريان تعزيه نيز نقش هايي برايشان تدوين شده ، به ترتيب اجراي نقش عبارتند از : روح القدس ، جبرئيل ، يحياي نبي ، آدم صفي الله ، نوح پيامبر ، ابراهيم خليل الله ، موسي كليم الله ، محمد مصطفي ( صلي الله و عليه و آله طيبين والطاهرين ) ، امام حسين ، حبيب ابن مظاهر ، زينب ، امام علي ( ع ) ، شمر ملعون مردود ، شهربانو ، ابن سعد ملعون .

2.              وفات ابراهيم

جريان اين تعزيه روايتگر ماجراي وفات ابراهيم فرزند حضرت محمد رسول الله است و مجموع اشعار اين مجلس      بيت است كه بوسيلة افراد مختلفي خوانده ميشود .

افراد شاخص اين تعزيه ، به ترتيب اجراي نقش عبارتند از :   حضرت پيامبر محمد مصطفي ( ص ) ، ابراهيم ، امام حسين ، حضرت فاطمه ( س) ، جبرئيل ، عزرائيل ، معلم ، طفلان ، امام حسين .

3.             حجه الوداع

ماجراي اين تعزيه روايتگر حكايتي است كه طي آن پس از فوت معاويه ، فرزندش يزيد براي مدينه حاكم جديدي تعيين  نموده و از او ميخواهد كه از امام حسين و ديگران برايش بيعت بگيرد . امام حسين با قهر از مدينه خارج شده و به مكه ميرود و زيارت مكه را نيز ناتمام گذاشته و به سمت كربلا حركت مي نمايد تا با يزيد و يزيديان رودررو قرار گيرد .

مجموع اشعار اين مجلس      بيت است كه بوسيلة افراد مختلفي خوانده ميشود و  آخرين ابيات آن كه بوسيلة فاطمة صغري خوانده ميشود اين است :

ياخچي خوار اولدون نظردن دوشدون اي كعبه قيزي

اعتنا ايتمز سنه ، بو قوم خويشان فاطمه

سطح غبرا ايچره من بير كاتب چشم انتظار

كيم اول روز جزاده دادخواهين فاطمه

افراد شاخص اين تعزيه ، به ترتيب اجراي نقش عبارتند از :

غلام قاصد ، وليد ملعون ، امام حسين ، زينب ، مروان ، عباس بن علي ، علي اكبر ، قاسم ، محمد حنفيه ، ام سلمه ، فاطمة صغري ، جبرئيل ، نداي پيامبر .

 

4.               شهادت مسلم

از مردمان كوفه قريب سي هزار نامه بسوي امام حسين نوشته و او را جهت ولايت و حكومت به كوفه دعوت كرده بودند ، امام براي فراهم نمودن مقدمات كار پسر عموي خود مسلم بن عقيل را بعنوان نايب خود بكوفه فرستاد تا اوضاع و احوال سياسي آنجا را بيازمايد و نتيجة مأموريت خود را با پيك براي امام بفرستد . مسلم در كوفه تمام مردان كوفه را بخود جلب كرد و بنام امام از همگي آنان بيعت گرفت ، اما مردم بيوفاي كوفه به بيعت خود وفانكرده و در اولين روز ورودعبيدالله ابن زياد ، والي جديد كوفه ، از دور و اطراف مسلم پراكنده شدند و باعث گرفتاري و شهادت قهرمانانة او در بالاي دارالحكومة كوفه شدند .

مجموع اشعار اين مجلس      بيت است كه بوسيلة افراد مختلفي خوانده ميشود و  آخرين ابيات آن كه بوسيلة مسلم  خوانده ميشود اين است :

حسين وصالينه هر صبح و شام چكدوم آه                        اقول و اشهد و ان لا اله الا الله

نصيب قيل ديه احمد اولنده يا الله                                    محمد است رسول و علي ولي الله

افراد شاخص اين تعزيه ، به ترتيب اجراي نقش عبارتند از : 

حضرت عيسي روح الله ، زعفر جني ، امام حسين ،‌فاطمة صغري ، قاصد اول ، قاصد دوم  قاصد سوم ، حضرت مسلم ، صياد ، طفلان مسلم ، نعمان ، قاصد مسلم ، مختار عباس ، ابن زياد ملعون ، دروازه بان كوفه ، هاني ، محمد اشعث ، غلام ، معقل ، دختر هاني ، اصحاب مسلم ، شريح قاضي ،مروان ، طوعه ،  بلال ملعون ( پسر طوعه) ، جلاد .

5.               شهادت طفلان مسلم

مسلم در مأموريت كوفه دوپسر نوجوان خود را نيز بهمراه خود برده بود ، و وقتي كار را بر خود تنگ مي بيند بچه ها را از خود جدا كرده و خود بدست مزدوران يزيد ملعون دستگير مي شود . آن بچه هاي نوجوان چند روزي در ترس و وحشت در كوچه هاي غربت سرگردان ميشوند و از مردم  ، مهرباني ها و نامهربانيها مي بينند تا بالاخره بدست يك ناجوانمرد لو رفته و دستگير ميشوند و به شهادت مظلومانه ميرسند .

مجموع اشعار اين مجلس      بيت است كه بوسيلة افراد مختلفي خوانده ميشود و افراد شاخص اين تعزيه ، به ترتيب اجراي نقش عبارتند از :

منادي ، ابن زياد ملعون ، عسعس[1] پليس ، شريح قاضي ، پسر شريح ، محمد ابن مسلم ، ابراهيم ابن مسلم ، شعبان ، مشكور زندانبان ، زن حارث ، كنيز ، حارث ملعون .

6.               مجلس ثعلبيه ( ورود امام به كربلا)

امام حسين پس از ترك ناقص زيارت خانة خدا كه براي تنبه حاضرين در حرم امن الهي به اينكار دست زده بود ، با اهل و خاندان و ايل و تبارش به سمت كربلا براه مي افتد و در محلي بنام ثعلبيه قاصدي را مي بيند كه خبر كشته شدن مسلم در كوفه را بعرض امام ميرساند و امام در آن مكان دختر كوچك مسلم را در آغوش گرفته و او را نوازش مي كند .

مجموع اشعار اين مجلس      بيت است كه بوسيلة افراد مختلفي خوانده ميشود و افراد شاخص اين تعزيه ، به ترتيب اجراي نقش عبارتند از : امام حسين ، زينب ، عباس ، علي اكبر ، يزيد پليد لعين ، عمرعاص ملعون ، غلام ، والي مكه ، عرب ، خديجه دخت مسلم .

7.                لشكركشيدن حر

وقتي سپاه امام حسين به دشت نينوا مي رسد ، با لشكري از لشگريان يزيد رودررو قرار ميگيرد كه نام فرماندة آن حربن يزيدبن رياحي بود .

سپاه حر در بيابان راه خود را گم كرده و از سرگرداني دچار بي آبي و تشنگي شده بودند ، پس از آنكه سپاهيان امام به آنان آب مي نوشانند ، حر از بزرگواري فرماندة سپاه مقابل سپاسگزاري كرده و نام او را مي پرسد . امام خود را معرفي ميكند و ميگويد كه براي اجابت دعوت كوفيان به سمت كوفه در حركت است ، اما وقتي حر پي به نيت آنان مي برد ، افراد سپاهش را براي جلوگيري از حركت گروه همراهان امام بكار مي گيرد و آنان را وادار به استقرار در همانجا كه بعداً نامش كربلا شد مي كند . در همان زمان محدود محاصره حر و پسرش از كردة خود پشيمان شده و براي عذرخواهي به پيشگاه امام حسين مي آيند و در اولين گام جان خود را در راه دفاع از خاندان رسول الله و دين محمدي فدا مي كنند و هردو با افتخار و آزادگي تمام به شهادت مي رسند .

مجموع اشعار اين مجلس      بيت است كه بوسيلة افراد مختلفي خوانده ميشود و  آخرين ابيات آن كه بوسيلة امام             خوانده ميشود اين است :

افراد شاخص اين تعزيه ، به ترتيب اجراي نقش عبارتند از :

ابن زياد ملعون ، غلام ، حر رياحي ، عمرسعد ملعون ، هاتف غيبي ، شمر ، امام حسين ، عرب علي اكبر ، عباس ، قاسم ، زينب ، سكينه ، جبرئيل ، شيخ العرب ، ابن سعد لعين ، شمر ملعون ، علي پسر حر .

8.                آب آوردن علي اكبر

در اين تعزيه علي اكبر فرزند جوان و رشيد امام حسين با مشاهدة تشنگي و عطش كودكان و خردسالان حرم امام ، براي آوردن آب از امام اجازه گرفته و به سمت فرات روان مي شود و در جريان اين كار ضمن صحبت با اسبش عقاب ، با كبوتر به مدينه پيغام ميفرستد و در نهايت وقتي به فرات مي رسد مورد حملة لشگريان كفر قرار گرفته و در اثر ضربه اي كه از قنفذ ملعون دريافت كرده ، از اسب برزمين مي افتد و به شهادت مي رسد .

مجموع اشعار اين مجلس      بيت است كه بوسيلة افراد مختلفي خوانده ميشود و افراد شاخص اين تعزيه ، به ترتيب اجراي نقش عبارتند از : ابن سعد ، امام حسين ، ابوالفضل عباس ، زينب ، جناب علي اكبر ، جناب قاسم ، سكينه ، شمر ، عون ، ام ليلا .

9.                شهادت علي اكبر

مجموع اشعار اين مجلس      بيت است كه بوسيلة افراد مختلفي خوانده ميشود و   افراد شاخص اين تعزيه ، به ترتيب اجراي نقش عبارتند از :  ابن سعد ، شمر مرتد ملعون ، عرب حضرت امام حسين ، زينب ، ام ليلا ، علي اكبر ، سكينه  .

10.تعزية عابس و شوذب

مجموع اشعار اين مجلس      بيت است كه بوسيلة افراد مختلفي خوانده ميشود و  افراد شاخص اين تعزيه ، به ترتيب اجراي نقش عبارتند از : عابس ، شوذب ، امام حسين ، شمر شرير ،  ربيع ابن تميم سائل .

11.شهادت عباس

عباس علمدار سپاه حسين است و علاوه برآن سقاي كربلا نيز هموست ، شباهنگام در حاليكه عباس در گرداگرد خيمه گاه و حرم امام حسين به پاسداري و مراقبت مشغول است  شمر را مي بيند كه آرام آرام به او نزديك مي شود .

 شمر با يادآوري اين نكته كه از طرف مادري با مادر عباس ( ام البنبن ) نسبت دارد باو ميگويد كه من دلم به حال تو ميسوزد و مي ترسم كه تو در جنگ كشته شوي و پيشنهاد ميكنم به سپاه يزيد بپيوندي و به اين ترتيب خودت را نجات داده و علاوه بر آن مقامي هم در سپاه يزيد بعهده بگيري .

عباس از اينهمه نامردي و دورويي شمر عصباني شده و او را ازخود ميراند و درهمانحال يك درگيري با سپاه شمر پيدا ميكند ولي با صداي امام حسين كه به سروصداي جنگ و شمشير از خواب برخاسته ميدان جنگ را رها كرده و به محضر برادر بزرگوارش مي شتابد .

امام حسين ضمن احوالپرسي از او شرح واقعه را سئوال ميكند و عباس گزارش واقعه را بطور كامل و بي كم و كاست بيان ميكند ، امام حسين به برادرش ميگويد ، اين هم فرصتي است كه بدست آمده و چنانچه تو مايل باشي ميتواني از اين فرصت استفاده كرده و لااقل خودت را از كشته شدن نجات دهي .

عباس از اين حرف امام ناراحت ميشود و به برادرش ميگويد بنظر ميرسد كه شما ديگر به من اعتماد نداري تا فرماندهي سپاه خودت را به من بسپاري و با حالت قهر از خيمه گاه خارج ميشود و براي شكايت به پيشگاه پدرش اميرالمؤمنين علي ابن ابيطالب به سمت نجف براه مي افتد .

پس از طي مقداري راه عربي در تاريكي جلوي او را گرفته و پس از مدتها صحبت با او و پرسيدن احوال حسين و اهل و عيالش به عباس ميگويد كه من پدرت علي هستم و اينكار كه تو كرده اي و امام حسين را در اين حال تنها گذاشته اي كار درستي نيست و بايد به كمك او بروي .

عباس پس از ديدار پدر و شنيدن نصايح او ، از بين راه به سمت خيمه گاه برگشته و در برابر برادرش زانو زده و از او عذرخواهي نموده و اجازة حضور در ميدان جنگ را ميگيرد و پس از خداحافظي از اهل حرم به سمت ميدان جنگ رفته و پس از جنگ و گريز خود را به فرات رسانده و مشگي را از آب پر نموده و بدوش ميگيرد و به سمت خيمه گاه مي آيد .

عباس در راه برگشتن با هجوم سپاه غارتگر يزيد روبرو شده و به جنگي شجاعانه با آنان مي پردازد تا در دو مرحله دو دستش را با ضربات شمشير و عمود از تنش جدا مي كنند و سپس به مشك آبي كه به دندان گرفته و براي فرزندان و خردسالان حرم مي آورد تيري مي زنند و آب مشك را برزمين ريخته و سپس او را به شهادت مي رسانند .

 

مجموع اشعار اين مجلس      بيت است كه بوسيلة افراد مختلفي خوانده ميشود و  افراد شاخص اين تعزيه ، به ترتيب اجراي نقش عبارتند از : امام حسين ، زينب ، كلثوم  عباس ، سكينه ، شمر ملعون ، امام علي ،  ابن سعد لعين ، مارد ملعون .

 

12.شهادت طفلان زينب

پس از اينكه عباس و علي اكبر به شهادت مي رسند ، زينب از امام اجازه ميخواهد كه دو تن پسران نوجوانش ، محمد بن عبدالله بن جعفر ابن ابيطالب و عون بن عبدالله بن جعفر بن ابيطالب ، را به ميدان جنگ بفرستد و امام به اصرار او رضايت ميدهد و آندو جوان نيز به ميدان رفته و پس از جنگ شجاعانه با كفار و لشكريان يزيد به شهادت مي رسند .

مجموع اشعار اين مجلس      بيت است كه بوسيلة افراد مختلفي خوانده ميشود و  افراد شاخص اين تعزيه ، به ترتيب اجراي نقش عبارتند از : امام حسين ، زينب ، شمر ، ابن سعد ، محمد بن جعفر ( طفل زينب ) ، عون بن جعفر ( طفل زينب ) ، كلثوم .

13.وفات فاطمة صغري

پس از وقع حادثة كربلا و به شهادت رسيدن امام حسين و ياران با وفايش فردي بنام بشير ، خبر واقعة كربلا و قتل عام جوانان بني هاشم و امام سوم شيعيان و اسارت اهل و عيال او را به مدينه مي آورد .

وصول چنين خبرجانگدازي موجب ناراحتي بستگان امام حسين و وفات دخترش فاطمة صغري ميگردد و در اين تعزيه ماجراي وفات او را به نمايش در مي آورند .

مجموع اشعار اين مجلس      بيت است كه بوسيلة افراد مختلفي خوانده ميشود و  افراد شاخص اين تعزيه ، به ترتيب اجراي نقش عبارتند از : فاطمة صغري ، ام سلمه جده ، ام البنين (مادرعباس) ، بشير ، پسر عباس ، رفيقان ، عزرائيل .

 

14.شهادت امام حسن

مجموع اشعار اين مجلس      بيت است كه بوسيلة افراد مختلفي خوانده ميشود . 

افراد شاخص اين تعزيه ، به ترتيب اجراي نقش عبارتند از : امام حسن ، زينب ،  امام حسين ، قاصد ، مروان ، عجوزه ، جعدة ملعونه ، قاسم ، ام كلثوم ، عايشه ، عبدالله ابن عباس .

15 .   شهادت امام علي

مجموع اشعار اين مجلس      بيت است كه بوسيلة افراد مختلفي خوانده ميشود و  آخرين ابيات آن كه بوسيلة امام حسن خوانده ميشود اين است :

عزيزان الاماندور الاماندور                                          يتيم لوق چوخ ياماندور چوخ ياماندور

بو نه شور و نه غوغادور عزيزان                                    هيچ اوشاق قالماسون دونياده ويلان

افراد شاخص اين تعزيه ، به ترتيب اجراي نقش عبارتند از : جناب علي ، زينب ، امام حسن ، امام حسين ، كلثوم ، ابن ملجم مرادي ، جبرئيل ، ميكائيل ، ملك ، زن صحابي ، مرد صحابي

عباس ، نعمان جراح ، قنبر .

 

15.شهادت امام موسي

مجموع اشعار اين مجلس      بيت است كه بوسيلة افراد مختلفي خوانده ميشود و  آخرين ابيات آن كه بوسيلة سليمان و مصيب خوانده ميشود اين است :

ايا گروه محبان سالون عزا شالي                             نه گول ده واردي طراوت نه بلبلون حالي

بيلون قرا گيينوب شهريار خيبر كن                        اياق يالون باش آچوخ ايليون هامو شيون

يولوزي گوزلوره چوخ حسرتيله معصومه                               گلون نماز قيلاق بو امام مظلومه

افراد شاخص اين تعزيه ، به ترتيب اجراي نقش عبارتند از : امام موسي كاظم ، هارون  وزير  مصيب ، كنيز ، ملك اول ، ملك دوم ، ملك سوم ، فرنگي ، امام رضا ، فاطمة زهرا ، سليمان . 

16.شهادت امام رضا

بعد از مرگ هارون الرشيد و پس از اينكه مأمون پس از كشتن برادرش امين بر تخت حكومت و خلافت برقرار شد ، تنها دغدغه اش وجود امام رضا در مدينه بود و از بابت آن امام همام نگران بود .

بنابراين باصلاحديد وزيرش توطئه اي چيده و آن امام را براي تحت نظرداشتن با بهانة امامت شيعيان به پايتخت دعوت ميكند ، ولي پس از اينكه امام رضا به طوس مي رسد با مشاهدة برخورد و احترام مردم نسبت به او نگراني اش بيشتر شده و او را با خوراندن انگور مسموم به شهادت ميرساند .

مجموع اشعار اين مجلس 532 بيت است كه بوسيلة افراد مختلفي خوانده ميشود و  آخرين ابيات آن كه بوسيلة امام محمد تقي خوانده ميشود اين است :

كه زهر كينه ايلن باغريقان اولان باباجان    جنازه سي قوري اوسته قرار اولان باباجان     قرانقلوق گيجه لر درد غصه ني اوتدون           غريبلر كيمي هر صبح شام سيز ياتدون        منه محبت ايدون غملريمه غم يتورون                    آتام امام رضا نعشيني گلوب گوتورون  .

افراد شاخص اين تعزيه ، به ترتيب اجراي نقش عبارتند از : امام رضا ، معصومه ، امام محمد تقي، مأمون ، كاتب ، وزير ، قاصد ، اباصلت ، سلمان ، صياد ، زن سلمان .

17.شهادت حضرت معصومه

بعد از عزيمت امام رضا از مدينه به مقصد طوس ، تعدادي از بستگان و اهل بيت او بدنبال آن امام همام از مدينه خارج شده و به صوب خراسان براه افتادند .

گروهي از اين بستگان بهمراه حضرت معصومه بنت موسي الكاظم و خواهر امام رضا وقتي در مسير حركت و مسافرت خود به شهر قم رسيدند ، قاصدي از طرف امام رضا را ملاقات كردند كه خبر از اوضاع ناجور و بدقولي و نامردي مأمون ميداد .

 اين گروه با شنيدن خبر بيماري امام رضا در همانشهر ماندگار شدند ، ولي پس از مدت كوتاهي قاصد ديگري خبر شهادت امام رضا را به آنان داد و خواهر امام رضا پس از شنيدن اين خبر بيمار شد و در قم دار فاني را وداع گفت و در همانشهر مدفون گرديد كه مقبره اش زيارتگاه شيعيان است .

مجموع اشعار اين مجلس      بيت است كه بوسيلة افراد مختلفي خوانده ميشود و  آخرين ابيات آن كه بوسيلة امام محمد تقي خوانده ميشود اين است :

مسلمانان غريبه آغلامازلار                                                       غريبون گوزلرينه باغلامازلار 

مسلمانان غريبلوق چوخ ياماندور                                      حقيقت هر غريبون باغري قاندور  

غريبون چوخ اولور قبري قازولماز                                        نمازين قيلماقا بير كس تاپولماز   

غريبون نعشي اوسته باش آچولماز                                 غريبلوقده چوخ اولور عزت اولماز .

 افراد شاخص اين تعزيه ، به ترتيب اجراي نقش عبارتند از : معصومه ، امام محمد تقي ، كنيز قاصد ، اهل قم ، امام رضا  .

18.مجلس شهادت حمزه

بعد از جنگ بدر كه به كشته شدن تعدادي از بزرگان قريش و قدرت گرفتن مسلمانان انجاميد ، كفار قريش بدنبال فرصتي براي سركوبي مسلمانان و گرفتن انتقام كشتگان بدر بودند .

بدين منظور نيروي زيادي گردآوري كردند و خود را براي حمله به مسلمانان آماده كردند ، ولي پيامبر منتظر حملة آنان به مدينه نشده و خود بهمراه لشكريانش به مقابله پرداخت .

محل اين جنگ در كنار كوه احد بود و در زمانيكه لشكريان مسلمان پيروز شدند و به گردآوري غنايم پرداخته بودند ، عده اي از نيروهاي دشمن از غفلت آنان استفاده كرده و با گردآوري فراريان بر آنان تاختند و باعث از هم پاشيدن نيروهاي مسلمين شدند .

در اين جنگ حمزه عموي پيامبر در اثر ضربتي كه از سوي غلام هنده همسر ابوسفيان دريافت كرد به شهادت رسيد و مشهور است كه آن غلام بنا به سفارش هنده ، جگرگاه حمزه را دريده و جگرش را براي آن زن برد و او باديدن آن جگر و خوردن بخشي از آن گفت كه جگرم تازه قدري خنك شد و يكسال پس از كشته شدن برادر و پدرم بدست حمزه ، اكنون ميتوانم بخندم .

پيامبر به حمزه لقب سيدالشهداء داد و براي او هفتادبار نماز ميت خواند .

مجموع اشعار اين مجلس      بيت است كه بوسيلة افراد مختلفي خوانده ميشود و  آخرين ابيات آن كه بوسيلة صفيه بنت ابيطالب و خواهر حمزه خوانده ميشود اين است :

ياتوب گون آلته كفن سيز شجاع نام آور           دگوبدي جسمنه اوچ يوز ايگيرمي بير خنجر

احد چولونده اولوب قارداشوم كفن سيزدور  گول اوزله قارداشوم اولموش خدنگ كينه دچار

افراد شاخص اين تعزيه ، به ترتيب اجراي نقش عبارتند از : پيغمبر ، حمزه ، جناب علي ابوسفيان ، عمرو عاص ، قريش ، هنده ، جبرئيل ، نصيبه ، فضلان ، غلام ، وحشي ، زن، شيطان صفيه ، زبير .

19.شهادت مالك اشتر

مجموع اشعار اين مجلس      بيت است كه بوسيلة افراد مختلفي خوانده ميشود و  آخرين ابيات آن كه بوسيلة امام حسن خوانده ميشود اين است :

گلمه فغانه اي زار افكار                                                          آغلا حسينه اول سن عزادار  كاتب بو غمدن با اشك خونبار                                                   تاروز محشر اولسون عزادار

افراد شاخص اين تعزيه ، به ترتيب اجراي نقش عبارتند از :  پادشاه ، وزير ، مالك وفادار حسن و حسين ، حضرت فاطمه ، زينب ، مالك بن عوف ، جبرئيل ، حضرت پيغمبر ، جنابعلي

20.مجلس جنگ خندق

كفار قريش با بسياري از قبايل مخالف پيامبر ائتلاف نموده و بصورت گروهي يكپارچه و منسجم به مسلمانان حمله كردند .

پيامبر وقتي خبر ائتلاف و گردهمايي احزاب مختلف مخالفين را شنيد به پيشنهاد سلمان ، دستور داد دور شهر مدينه را خندق كندند تا دشمن نتواند به شهر داخل شود . وقتي دشمنان با خندقي مواجه شدند كه مسلمانان درون آن پناه گرفته بودند به فكر چاره جويي افتاده و يكي از سرداران دلاور عرب بنام عمربن عبدود داوطلب شد تا از خندق گذشته و با مسلمانان بجنگد .

مشهور است كه اكثر اصحاب پيامبر ياري مبارزه با عمربن عبدود را نداشتند ولي علي ( ع) با او به نبرد پرداخت و او را كشت . از پيامبر روايت شده است كه آنروز فرمود :

- امروز تمام كفر در مقابل تمام دين صف كشيده است و هر طرف كه برندة جنگ باشد ، پيروز نهايي است .

مجموع اشعار اين مجلس      بيت است كه بوسيلة افراد مختلفي خوانده ميشود و  آخرين ابيات آن كه بوسيلة امام علي خوانده ميشود اين است :

حقدور او گونده من بو تمناني گوزلرم                    حشره گلنده روز جزا گوزلرم سني    عمامه ني آلاندا اله روز رستخيز                                          امت لره ايدنده دعا گوزلرم سني

افراد شاخص اين تعزيه ، به ترتيب اجراي نقش عبارتند از : پيغمبر ، جنابعلي ، سلمان، يهود  ابوسفيان ، وزير ، قاصد ، عمر بن عبدود ، اصحاب ، فاطمه ، امام حسين ، امام حسن ،عمر بن خطاب ، عبدالرحم ، حضرت فاطمه ، ، جبرئيل .

21.فتح خيبر بدست امام علي

مجموع اشعار اين مجلس      بيت است كه بوسيلة افراد مختلفي خوانده ميشود و  آخرين ابيات آن كه بوسيلة امام علي خوانده ميشود اين است :

كه اول باخبر اي لعين دني                                              گتوردون عجب غيضه آخر مني   بو الدن آل اي ناكس نابكار                                           سرشتيمده وار قدرت كردگار  نصيحت سنه اولمادي چون مفيد                                                   جهنم ده ايله مكان اي پليد

افراد شاخص اين تعزيه ، به ترتيب اجراي نقش عبارتند از : پيغمبر ، جنابعلي ، ابوبكر ، عمر  مرحب خيبري ، حارث ، مادر مرحب  ، رمال ، جبرئيل ، اصحاب ، ديده بان ، سلمان ، شيطان

22.قانياي فرنگي

مجموع اشعار اين مجلس      بيت است كه بوسيلة افراد مختلفي خوانده ميشود و  افراد شاخص اين تعزيه ، به ترتيب اجراي نقش عبارتند از : مرد عزادار ، زن عزادار ، روضه خوان ، قانيا سلطان فرنگ ، وزير ، غلام ، جبرئيل ، امام حسين ، عيسي مسيح ، غلاظ و شداد .

23.خروج مختار عليه الرحمه

پس از واقعة جانگداز كربلا عده اي از شيعيان به هواداري مختار ثقفي برخاسته و قاتلان حسين و ياران او را به محاكمه كشيده و تقاص خون آنان را مي گيرند . اين تعزيه را در روزهاي پر از كار و خستگي ميخوانند و چون در جريان آن با مسخره كردن سرداران يزيد و اشعار خنده دار باعث شادي و خندة تماشاچيان ميشوند ، خستگي كار از تن مردم بدر ميشود .

مجموع اشعار اين مجلس      بيت است كه بوسيلة افراد مختلفي خوانده ميشود و  افراد شاخص اين تعزيه ، به ترتيب اجراي نقش عبارتند از : مختار ، ابراهيم ، وزير ، غلام ابن زياد  اياز داروغه ، عبدالله ، ابوعماره ، غلام ابراهيم ، ابن سعد ، شيث ملعون ، منقذ ملعون  ابوخليق ، زن خولي ، خولي ملعون ، شمر مرتد ، غلام شمر ، غلام يزيد ، قاصد .

24.روزعاشورا

سنگين ترين و باعظمت ترين مجلس تعزيه مربوط به تعزية عاشورا يا قتيل است و اين تعزيه از جمله مجالس بسيار باشكوه و پرتماشاچي است و مدت زمان آن در صورتي كه تمام و كمال خوانده شود ، بيش از يكروز كامل طول مي كشد و به همين مناسبت ، براي رعايت حال افراد تعزيه خوان و جلوگيري از خستگي و پراكنده شدن تماشاگران بخشي از نسخه هاي تعزيه خوانان فرعي تعزية عاشورا را حذف ميكنند ، تا بقيه بتوانند نقش هاي اصلي اين مجلس سنگين را به منصة ظهور و نمايش برسانند .

در روز عاشورا اغلب افرادي كه از سالها قبل به شهرهاي دور و نزديك مهاجرت كرده اند به كميجان برميگردند تا در مراسم عزاداري سيد و سالار شهيدان مشاركت داشته باشند و همين مراجعت و حضور آنان باعث پرشور و هيجان شدن مجالس عزاداريها و تعزيه هاي روزهاي تاسوعا و عاشوراي حسيني در كميجان ميگردد .

كميجان در ايام عزاداري هاي ماه محرم ، خصوصاً روزهاي تاسوعا و عاشورا بيشترين جمعيت را دارد .

25.عابس و شوذب

مجموع اشعار اين مجلس      بيت است كه بوسيلة افراد مختلفي خوانده ميشود و  آخرين ابيات آن كه بوسيلة امام   حسين خوانده ميشود اين است : 

تاپدون جزاي خيري اصحاب خونجگر                     اجرين ويرور سنسن بو زمان حي دادگر

يتدون وصاله عابس ايا زار دلغمين                        قورخمه گلور دالونجه بو نالان كيم حسين

افراد شاخص اين تعزيه ، به ترتيب اجراي نقش عبارتند از : عابس ، شوذب ، امام حسين شمر شرير ،  ربيع ابن تميم سائل .

مجموع مجالس تعزيه كه در كتاب بكاءالباصرين گردآوري و بوسيلة مرحوم ذوالفقارخان ثبت و ضبط شده 26 مجلس است ، ولي چون رديف 15 در رديف گذاريهاي فوق تكرار شد عدد مجلس آخر 25 را نشان ميدهد . يادآوري اين نكته نيز ضروري بنظر ميرسد كه در كتاب اصلي مجلس عابس و شوذب در رديف 10 نيز تكرار شده و هم در صفحة 155 و هم در صفحة 449 آورده شده است  .

انشاء الله روح نويسنده كتاب مذكور در بهشت جاودان قرار گيرد .

[1]  احتمالاً منظور همان عسس به معني داروغة شهر است ولي عيناً در كتاب عسعس آمده است .

Mohammad Komijani

هر چه ميخواهد دل تنگت بگو