تعزيه خواني هنر نمايشي كميجان komijantazie   

  عشق زينب بيماري نيست جز فوق جنون.........هركه گويد يا حسين بر او سرايت ميكند..........اي كه بيماري چرا نزد طبيبان ميروي.......خرده نان سفره زينب كفايت ميكند.........كربلا باشد سفارت خانه حق بر زمين......اين سفارتخانه را زينب صدارت ميكند.........بيرق خون خواه شاه كربلا اين مطلب است......اهل عالم گوش باشيد اين سپاه زينب است

  تماس با من

  آرشيو

  ابزار و امکانات

 

لوگوي وبلاگ شما


:حضور و غياب

  سايت هاي مرتبط با كميجان

لينك اول

history of komijanتاريخ كميجان

اخبار كميجان

فرهنگ و آداب و رسوم كميجان

نامداران كميجان

قصه هاي كميجان

تعزیه خوانان زرقان

شهداي كميجان

عراقي شاعر نامدار

ايل هاي برچلو و بزچلو

history of komijanتاريخ كميجان

اخبار كميجان

ماجراهاي پدربزرگ

نامداران كميجان

درباره نويسنده

طنزهاي داداشعلي كلواني

تغذيه مصنوعي باستاني كميجان

  صاحبخونه

 

 

  اهل بيت حرم

 

زنان و كودكان حرم

در جريان وقايع كربلا نيز تعدادي از اهل و عيال حضرت امام حسين به همراه خواهر رشيدش زينب حضور داشتند كه بعد از روز عاشورا و پس از به شهادت رسيدن آن امام همام به اسارت درآمده و تا شام برده شدند و باعث زنده ماندن حماسة عاشورا و برملا شدن توطئة يزيد درمورد خارجي قلمداد كردن حسين و يارانش گرديدند .

 تعدادي از مردان در تعزيه نقش اين زنان اهل حرم را بعهده ميگيرند.

شبيه خوان زينب در بين بقيه بيشترين نقش را بعهده داشته و پس از او سنگين ترين نقش بعهدة شبيه خوان سكينه است ،كه مخصوصاً نسخة سكينه خوان در روز عاشورا بسيار سنگين و پرزحمت است . حاجي قيه محمد كميجاني بيش از بيست سال عهده دار نقش زينب خواني در محلة سراب بود  ، او علاوه بر نقش زينب و ام ليلا ، نقش مادر وهب را نيز بعهده ميگرفت و هرگز حاضر نبود كه در روز عاشورا اين نقش را بديگري واگذار نمايد .

علت اينكار هم آن بود كه پس از رفتن وهب به ميدان و شهيد شدنش ، شمر سر آن جوان را به مقابل خيمة مادرش ( مادر وهب ) پرتاب ميكرد و مادر وهب پس از ديدن سر فرزندش ، آنرا برداشته و پس از پاك كردن و بوسيدن و گلاب زدن ، دوباره سر را به ميدان جنگ پرتاب ميكرد و ميگفت :

 ما چيزي را كه در راه خدا داديم ، پس نميگيريم .

او سپس عمود خيمه را كه چوب ضخيم و بلندي بود برميداشت و به لشگريان شمر حمله ميكرد و حاجي قيه محمد در اين قسمت با چنان شور و حدتي با لشگر شمر مي جنگيد كه چندين چوب را بر سر و سپر شمر و ابن سعد مي شكست و آنها از وي در اين لحظات به شدت وحشت ميكردند و به اطراف فرار ميكردند .

حاج قيه محمد ميگفت من با زدن اين چند چوب ، انگار دارم تلافي تمام ظلم و ستم يزيديان به خاندان و اهل بيت پيامبر را از آنان مي ستانم .

 علاوه بر اينان ام ليلا و رباب و شهربانو و رقيه و ديگران هم بر طبق تعزيه هاي خاص نقش هايي را بعهده ميگيرند .

ولي عموم بچه هاي علاقمند به تعزيه خواني از همين اهل حرم بروز مي كنند و بظهور مي رسند ، چون اغلب بچه هاي علاقمند را به عنوان طفلان خرد اهل بيت لباس پوشانده و در كنار بقية اهل حرم مي نشانند تا به تدريج با حضور در ميان جمع مردم مأنوس شده و ترس و خجالتش بريزد و سپس كم كم نسخه هاي كوتاه بدستش مي دهند تا بخواند و خواندن را تمرين كند و وقتي ديگر خودش اعلام آمادگي كرد، پس از چند جلسه آزمودن در خانه و مسجد در ميان جمع خودي ها ، بعنوان تعزيه خوان وارد جمع مي شود و اين پروسه ممكن است پنج سال طول بكشد .

شبيه خوانان زنان اهل حرم يك سري وظايف نانوشته دارند كه در هيچ نسخه اي نوشته نشده است ، ولي به فرمان زينب كه سالارزنان غافله كربلاست ، همگي آن وظايف را در زمانهاي مقرر انجام ميدهند ، مثل ناله ها و افغانهاي لازم در زمان حملة لشكر به خيمه گاه و يا فرياد العطش كودكان و يا گريه و زاري بر كشتگان قوم دغا .

 

Mohammad Komijani

هر چه ميخواهد دل تنگت بگو