تعزيه خواني هنر نمايشي كميجان komijantazie   

  عشق زينب بيماري نيست جز فوق جنون.........هركه گويد يا حسين بر او سرايت ميكند..........اي كه بيماري چرا نزد طبيبان ميروي.......خرده نان سفره زينب كفايت ميكند.........كربلا باشد سفارت خانه حق بر زمين......اين سفارتخانه را زينب صدارت ميكند.........بيرق خون خواه شاه كربلا اين مطلب است......اهل عالم گوش باشيد اين سپاه زينب است

  تماس با من

  آرشيو

  ابزار و امکانات

 

لوگوي وبلاگ شما


:حضور و غياب

  سايت هاي مرتبط با كميجان

لينك اول

history of komijanتاريخ كميجان

اخبار كميجان

فرهنگ و آداب و رسوم كميجان

نامداران كميجان

قصه هاي كميجان

تعزیه خوانان زرقان

شهداي كميجان

عراقي شاعر نامدار

ايل هاي برچلو و بزچلو

history of komijanتاريخ كميجان

اخبار كميجان

ماجراهاي پدربزرگ

نامداران كميجان

درباره نويسنده

طنزهاي داداشعلي كلواني

تغذيه مصنوعي باستاني كميجان

  صاحبخونه

 

 

  مقدمه

 

 

مقدمه

 امام حسين  مي فرمايد :

 من از براي تفريح و خوشگذراني و گردش و خودخواهي و مقام طلبي و فساد و ظلم و ستم كردن خروج نكردم ، بلكه خروج كردم تا راه اصلاح امت جدم محمد ( ص ) را طلب كنم و ميخواهم او را به معروف بخوانم و از منكرات بازش دارم و مطابق روش و سنت جدم محمد مصطفي و راه و روش پدرم علي المرتضي عمل كنم .

بعد از شهادت امام حسن مجتبي و در دوران امامت امام حسين اختناق و فشار امويان به اعلا درجة خود رسيد و معاويه از يكطرف بر فشارها و سختگيريها و از طرف ديگر بر تحميق مردمان ساده دل افزود .

اما امويان فقط به اين هم اكتفا نكردند ، بلكه در صدد ايجاد بدعت و انحراف در موازين و سنتهاي مذهبي برآمدند و كم كم مردم را به سمت جاهليت سوق مي دادند و با اين عمل در صدد خاموش نمودن فروغ معنوي برآمدند .

آنان بخيال خود مشعل عدالت را خاموش نموده و با رفتارهاي سوء آنان و وابستگانشان  آفات و آسيب هاي ناشي از گسترش علفهاي هرز ، گلستان دين را در معرض تهديد قرار داد .

 البته آنان عافل از آن بودند كه :

 چراغي را كه ايزد برفروزد

                                                                              هر آن كس پف كند ، ريشش بسوزد

با روي كار آمدن يزيد و آشكار شدن فساد و تباهي اين خاندان  و علني شدن تبه كاريهاي او و واليان دست نشانده اش ، اسلام در معرض جدي ترين خطر ممكن قرار گرفت و موضع امام حسين در برابر چنين وضعيتي برپا نمودن مشعلي بود كه راه دين و دينداران را در نمام طول تاريخ روشن نگه دارد .

مشعلي كه هم روشني بر افروزد و هم شعلة فروزان و لهيب آن ريشة ستمگران و ستمگري را بسوزاند و نابود نمايد .

و چنين شد كه امام حسين فرمود :

“ آيا نمي بينيد كه به حق عمل نمي شود ؟

 و از باطل جلوگيري به عمل نمي آيد ؟

 و در اين صورت حتماً بايد مؤمن حق جو طالب ديدار خدا و لقاي حق بوده باشد ؟

 من مرگ را جز سعادت نمي بينم

و زندگي با ستمكاران را جز ملامت و خستگي نمي نگرم . “

و از اينرو امام حسين به همراه ياران باوفاي خود كه عشق خدا را در دلهاي خود و شور و شوق جا باختن در راه حق و حقيقت را در سر داشتند ، بر عليه دستگاه ظلم و ستم طاغوت زمان قيام نمود و بساط آنرا در هم پيچيدند .

آنان با خون خود كه در صحراي گرم و سوزان كربلا بر خاك ريخته شد ، نهال اسلام را بارور كردند و شيعيان با گراميداشت هر سالة آن خاطره ، روز بروز بر تنومندي آن درخت تناور بيشتر همت مي كنند .

سوگواري در حقيقت تأكيد بر درستي راهي است كه امام حسين رفته است و ما با شركت در مراسم مختلف سوگواري ، او را و راه او را تأييد مي كنيم و خودمان را نيز براي طي طريق در همان راهي كه او رفت آما ده مي كنيم .

حضرت رسول ( ص) فرموده است :

  شهادت حسين در دلهاي مؤمنين حرارتي ايجاد مي كند كه هرگز سرد نمي شود . “

Mohammad Komijani

هر چه ميخواهد دل تنگت بگو