تعزيه خواني هنر نمايشي كميجان komijantazie   

  عشق زينب بيماري نيست جز فوق جنون.........هركه گويد يا حسين بر او سرايت ميكند..........اي كه بيماري چرا نزد طبيبان ميروي.......خرده نان سفره زينب كفايت ميكند.........كربلا باشد سفارت خانه حق بر زمين......اين سفارتخانه را زينب صدارت ميكند.........بيرق خون خواه شاه كربلا اين مطلب است......اهل عالم گوش باشيد اين سپاه زينب است

  تماس با من

  آرشيو

  ابزار و امکانات

 

لوگوي وبلاگ شما


:حضور و غياب

  سايت هاي مرتبط با كميجان

لينك اول

history of komijanتاريخ كميجان

اخبار كميجان

فرهنگ و آداب و رسوم كميجان

نامداران كميجان

قصه هاي كميجان

تعزیه خوانان زرقان

شهداي كميجان

عراقي شاعر نامدار

ايل هاي برچلو و بزچلو

history of komijanتاريخ كميجان

اخبار كميجان

ماجراهاي پدربزرگ

نامداران كميجان

درباره نويسنده

طنزهاي داداشعلي كلواني

تغذيه مصنوعي باستاني كميجان

  صاحبخونه

 

 

  اشعار

 

اشعار تعزيه

اشعاري كه در تعزيه هاي كميجان ( چه در محلة بازار و چه در محلة سراب ) توسط تعزيه خوانان خوانده مي شود از نظر زبان به زبان تركي مي باشد و از نظر ساخت داراي دو روايت متعلق به شاعران آمره اي است :

ـ روايت ملا احمد .

ـ روايت ملا اسدالله كه به “ مخلص “  تخلص ميكرده است .

در رابطه با ملا اسدالله داستاني نقل مي كنند: كه يكروز كه او خسته و كوفته از كار روزانه برميگشت در حاليكه بسيار تشنه شده و لبهايش داغمه بسته بود ، در روستاي آمره به كنار چشمة معروف داشدان مي رسد و شخصي را مي بيند كه در كنار چشمه بر روي سنگي نشسته بود .

وقتي آن شخص ملا اسدالله را مي بيند و متوجه تشنگي او ميگردد ، جامي را كه در دست داشت از آب چشمه پر نموده و به او تعارف مي كند ، ملا اسدالله جام را از دستان او گرفته و آنرا سر ميكشد و يكسره تا آخر مينوشد .

ملا اسدالله پس از خوردن آب و سيراب شدن ، وقتي سرش را به اطراف ميگرداند تا از او تشكر كند او را نمي يابد و از اين واقعه سخت به تعجب و هراس مي افتد .

 از آنروز به بعد قريحة شعري در وجود ملا اسدالله سر باز ميكند و شروع به سرودن اشعاري در مراثي و ماتم و مدح و عزاي امام حسين مي كند و اشعارش را به مردم عرضه ميكند و مردم آنها را در سينه ها حفظ ميكنند و مجموعة آن اشعار را كلام ملا اسدالله مي گويند .

ملا احمد هم يكي ديگر از راويان و سرايندگان اشعار پر سوز و گداز در مدح و ثناي ائمه و عزاي امام حسين بوده و اشعار او را بنام كلام ملا احمد مي نامند و در منطقة برچلوي اراك به اين نام معروف است .

مجموعة اشعار پر سوز و گدازي كه ملا احمد و ملااسدالله سروده اند و گردآوري شده ، به همت يكي از مردان كميجان و با حمايت مالي چند تن ، بوسيلة آقاي ذوالفقارخان دارابي چهرقاني درسال 1389 هجري قمري ، گردآوري و در يك جنگ دست نويس شده است .

اين كتاب دست نويس را ذوالفقارخان به كتاب بكاء الباصرين ناميده است و آنرا به حاج مسيب جابريان ( جاويدراد) و حاج اكبر تجلي كه حامي وي بوده ، تقديم كرده است .

مرحوم آقاي اكبر جاويدراد كتاب دست نويس مذكور را با خود به تبريز برد و از روي آن با همكاري سيد محسن حسيني ، چند نسخه بروش افست تكثير و به بستگان و تعزيه خوانان هديه كرد و اصل دست نويس كتاب مذكور در حال حاضر در اختيار آقاي سيد محسن حسيني در تبريز نگهداري ميشود .

متأسفانه كتب تكثير شده فاقد ثبات رنگ و جوهر بوده و پس از هربار استفاده مقداري از رنگ آن به دست و لباس خواننده چسبيده و ابيات كتاب روزبروز پريده رنگتر و كمرنگتر مي شوند . اميدوارم در فرصت مناسبي بتوانم تمام آنرا تجديد چاپ نمايم تا عمر بيشتري داشته باشد .

ملا اسدالله در پايان مجلس عاشورا از مجالس كتاب مذكور به تخلص خود اشاره نموده و براي خويشتن طلب مغفرت و شفاعت مي نمايد .

ذوالفقارخان 26 مجلس از مجالس تعزية كه سروده هاي ملا اسدالله آمره اي به زبان تركي است گردآوري و در آن مجموعه با خط زيبايي به نگارش درآورده است . قابل ذكر است كه مجلس عابس و شوذب دوبار ضبط شده است و در واقع كتاب مذكور حاوي 25 مجلس تعزيه مي باشد . اخيراً از حاج صادق رحيمي پور و ايضاً از آقاي علي يوسفي شنيده ام كه آقاي شيخ عزت الله محمدي از معممين و محترمين آمره اي ساكن شهرستان قم ، نسبت به جمع آوري و چاپ اشعار ملااحمد و ملا اسدالله در سه جلد اقدام كرده است كه موجب خوشحالي و شادي ام شد و انشاءالله به پدر و مادرش خير عاقبت و آخرت نصيب گردد .

در يكي از ابيات نيز به تخلص » شايق » اشاره شده است .

 

Mohammad Komijani

هر چه ميخواهد دل تنگت بگو