تعزيه خواني هنر نمايشي كميجان komijantazie   

  عشق زينب بيماري نيست جز فوق جنون.........هركه گويد يا حسين بر او سرايت ميكند..........اي كه بيماري چرا نزد طبيبان ميروي.......خرده نان سفره زينب كفايت ميكند.........كربلا باشد سفارت خانه حق بر زمين......اين سفارتخانه را زينب صدارت ميكند.........بيرق خون خواه شاه كربلا اين مطلب است......اهل عالم گوش باشيد اين سپاه زينب است

  تماس با من

  آرشيو

  ابزار و امکانات

 

لوگوي وبلاگ شما


:حضور و غياب

  سايت هاي مرتبط با كميجان

لينك اول

history of komijanتاريخ كميجان

اخبار كميجان

فرهنگ و آداب و رسوم كميجان

نامداران كميجان

قصه هاي كميجان

تعزیه خوانان زرقان

شهداي كميجان

عراقي شاعر نامدار

ايل هاي برچلو و بزچلو

history of komijanتاريخ كميجان

اخبار كميجان

ماجراهاي پدربزرگ

نامداران كميجان

درباره نويسنده

طنزهاي داداشعلي كلواني

تغذيه مصنوعي باستاني كميجان

  صاحبخونه

 

 

  محرم در كميجان

 

عزاداري محرم

در كميجان عزاداري محرم به دو بخش شبانه و روزانه تقسيم ميشود .

در عزاداري شبانه پس از جمع شدن مردم در مساجد و حسينيه ها ، روحاني محل پس از خواندن نماز جماعت ، به منبر رفته و پس از مدتي صحبت و ارشاد مردم ، جوانان گرد هم آمده و دسته اي تشكيل ميدادند و پس از لحظاتي تمرين سينه زني و زنجيرزني ، كه بمنظور شكل گيري دسته و روان شدن نوحه خوان انجام ميشود ، دسته با علم و كتل و چلچراغ و طبل و سنج ، با نظم و ترتيب به حركت در آمده و به تمام مساجد و حسينيه ها و مجالس عزاداري رفته و نوحه خواني و سينه زني و زنجيرزني و عزاداري مي كنند .

عزاداري روزانه مختص تعزيه خواني است و ممكن است در هر روز سه يا چهار و گاهي شش مجلس تعزيه در محلات مختلف كميجان ( انار ، مسجدجامع ، حصاربالا ، سراب عيسي آباد ، عليقلي بگ و عيسي آباد ) برقرار شده و با جمع كردن مردم محلات به تعزيه خواني و عزاداري بپردازند .

در ماه محرم اگرچه ممكن است عزاداريهاي شبانه و حركت دستجات و هيئت ها از روز سوم و جهارم محرم آغاز شود ، ولي عزاداري روزانه و تعزيه خواني ها از همان روز اول محرم آغاز ميشود و براي دهة اول محرم براي هر روز برنامة مخصوص تعزيه خواني دارند كه متناسب با برنامه هايي كه در سال شصت و يكم هجري اتفاق افتاده تنظيم و زمانبندي شده است .

روز اول محرم

در اينروز ، تعزية حجت الوداع را ميخوانند و ماجراي آن حكايت از جريان بيعت خواهي يزيد و يزيديان از امام حسين در مدينه و هجرت آن حضرت بسوي مكه و شروع حركت انقلابي امام حسين و يارانش مي باشد .

روز دوم محرم

در اينروز ، تعزية حضرت حمزه را ميخوانند و ماجراي آن حكايت از جريان جنگ احد است در سالهاي اول توسعه و گسترش اسلام ، پس از واقعه و جنگ بدر ، جنگي بين ياران و لشگريان پيامبر با كفار قريش صورت گرفت كه در آن جنگ پس از آنكه شواهد پيروزي لشگريان اسلام و شكست كفار ظاهر شد ، هجوم مسلمانان براي جمع آوري غنايم و غفلت آنان موجب حملة مجدد كفار و لشگريان شكست خوردة قريش و در نتيجه شكست لشگريان اسلام گرديد .

در اين جنگ حمزه عموي شجاع پبامبر به شهادت رسيد و دندان مبارك حضرت رسول شكست و غلامي بنام وحشي ، با دريدن سينة حمزه جگرش را بيرون آورده و براي هنده كه زن ابوسفيان و مادرمعاويه بود ، برد و آن ملعون كه تعدادي از بستگانش در جنگ بدر بدست حمزه كشته شده بودند ، جگر آن شهيد راه اسلام را بدندان گرفت و با خوردن آن  دل خود را خنك كرد ، از آنروز به بعد به هند جگر خواره معروف  و ناميده شد  .

روز سوم محرم

در اينروز ، تعزية شهادت مسلم را ميخوانند و ماجراي آن حكايت از جريان دعوتنامه هاي كوفيان از امام حسين جهت عزيمت به كوفه و پذيرش ولايت و امامت اهل كوفه است و امام براي ارزيابي صحت قول و قرار كوفيان و آماده نمودن مقدمات كار ، پسر عمويش مسلم بن عقيل را بهمراه دو پسر نوجوانش بكوفه اعزام ميكند .

وقتي مسلم بكوفه ميرسد به شدت مورد استقبال مردم كوفه قرار گرفته و آنان با او بعنوان نمايندة امام بيعت مي كنند و دعوت خود از امام را تجديد مي نمايند .

 شبي كه مسلم در حال خواندن نماز جماعت در مسجد كوفه بود ، خبر ورود عبيدالله بن زياد به كوفه به مردمي كه پشت سر مسلم باو اقتدا كرده و مشغول خواندن نماز جماعت بودند مي رسد و يكي يكي نماز خود را نيمه تمام رها كرده و يواشكي از مسجد مي گريزند .

وقتي كه مسلم سلام نماز را مي دهد و براي مصافحه با نمازخوانان به اطرافش مي نگرد ملاحظه مي كند كه همه رفته و او را تنها گذاشته اند و او باين ترتيب به بيوفايي عهد و پيمان مردم كوفه پي برده و براي امام حسين قاصدي فرستاده و او را از آمدن به كوفه منع و نهي ميكند ، ولي خودش گرفتار نامردي و دنيادوستي مردم كوفه شده و پس از مقداري جنگ و گريز در كوچه هاي كوفه باسارت افتاده و در بالاي بام دارالحكومه بدار آويخته ميشود .

روز چهارم محرم

در اينروز ، تعزية شهادت طفلان مسلم را ميخوانند و ماجراي آن حكايت از جريان سرگرداني دو پسر نوجوان مسلم در كوفه و پناه بردن آنان به كوفيان و در نهايت گرفتار شدن آنان بدست افراد دنيادوست و دشمنان آل پبغمبر و برده شدن آنان به مجلس ابن زياد و كشته شدن آنادو نوجوان مظلوم است .

روز پنجم محرم

در اينروز ، تعزية شهادت حربن يزيد رياحي را ميخوانند و ماجراي آن حكايت از جريان يكي از سرداران سپاه يزيد بنام حربن يزيد رياحي است كه در كربلا راه خود را گم كرده و خود و سپاهيانش بشدت تشنه و بيتاب شده بودند كه به كاروان امام برخورد نموده و از آنان آب ميخواهند

امام به جوانانش دستور آب دادن و سيراب نمودن حر و لشگريانش را ميدهد و پس از انجام معارفه و شناسايي امام حسين توسط حر ، او راه حركت كاروان امام حسين را مي بندد و مانع رفتن آنان به هر طرف شده و آنان را زمينگير مينمايد و در اثر حركت او و سپاهيانش اهل بيت و حرم امام حسين ناراحت و نگران مي شوند.

امام حسين كه در ابتداي امر به او خوبي كرده بود ، پس از مشاهدة اين رفتار ناجوانمردانه ، باو نفرين ميكند و از خدا ميخواهد كه مادرش براي او عزا بگيرد .

حر پس از چندي از كار خود پشيمان شده و وقتي پسرش علي نيز سرگرداني و ناراحتي روحي پدرش را مي بيند با او صحبت كرده و باين نتيجه ميرسند كه هردو خود را به چادر امام حسين برسانند و اعلام توبه و درخواست بخشش نمايند ، در نتيجه سر و پاي خود را برهنه كرده و چكمه و شمشير بگردن آويخته و زار و نالان بر خاك افتاده و خزيده به چادر امام مي آيند  .

پس از آنكه امام حسين آندو را بخشيده و به جوانان بني هاشم دستور ميدهد كه چكمه و شمشير آنان را از گردنشان باز كرده و مورد احترام و اعزازشان قرار دهند ، حر از امام درخواست ميكند كه براي مقابله باسپاه دشمن ، بعنوان اولين فرد حمله نموده و آنان را تارومار نمايد و در اثر اصرار او امام موافقت نموده و او و پسرش هردو در ميدان جنگ به شهادت مي رسند .

روز ششم محرم

در اينروز ، تعزية ثعلبيه را ميخوانند و ماجراي آن حكايت از جريان رسيدن خبر بيوفايي مردم كوفه و بي اعتباري قول و قرار آنان  و وصول خبر شهادت مسلم به امام حسين در محلي بنام ثعلبيه است .

روز هفتم محرم

در اينروز ، تعزية آب آوردن علي اكبر و يا شهادت قاسم را ميخوانند و ماجراي آن حكايت از جريان رفتن علي اكبر به سمت فرات و آوردن آب براي كودكان تشنة حرم امام حسين و همچنين به ميدان رفتن و به شهادت رسيدن قاسم بن حسن است .

 روز هشتم محرم ، تعزية شهادت علي اكبر را ميخوانند و ماجراي آن حكايت از جريان درخواست علي اكبر از امام براي عزيمت به ميدان جنگ و ارسال پيام خداحافظي به مدينه با كبوتر و به ميدان رفتن و شهادت علي اكبر حسين است .

روز نهم محرم

در اينروز كه به تاسوعا معروف است ، تعزية شهادت عباس را ميخوانند و ماجراي آن حكايت از جريان ، امان نامه آوردن شمر از ابن زياد براي عباس ، پاره كردن نامه مذكور توسط عباس و حملة او به شمر و فرار آن نامرد ، تشنگي اهل و عيال امام حسين و در خواست آب از سقاي كربلا ، رفتن عباس بن علي به سوي فرات براي آب آوردن و جنگ با مارد قهرمان عرب ، حملة لشگريان شمر و ابن سعد به او و قطع شدن دست راست و سپس دست چپ او و در نهايت شهادت دردناك و دلخراش آن رزمنده و سردار نامدار است .

روز دهم محرم و عاشورا

در اينروز ، تعزية كامل و سنگين و وقت گير عاشورا ، را ميخوانند كه يك روز كامل طول مي كشد و ماجراي آن حكايت از جريان پيوستة حركت امام به سمت كربلا و برخورد او با لشگر حر و استقرار اجباري او در كربلا و شهادت تك تك ياران و جوانان و مردان بني هاشم و اصحاب و ياران امام حسين در دشت كربلا ميباشد .

در تعزية عظيم روز عاشورا ضمن حضور و به شهادت رسيدن چهره هايي مانند : حربن رياحي ، علي بن حر ، عباس بن علي ، علي اكبر حسين ، قاسم بن حسن ، دو طفلان زينب ، و علي اصغر طفل شيرخوار امام و عبدالله بن حسن و سيد و سالار شهيدان عالم حضرت امام حسين عليه و الصلوه و السلام تعدادي از ياران امام حسين هم به شهادت مي رسند كه در برخي روايات تعداد مجموع شهداي كربلا را هفتاد و دو تن ذكر كرده اند .

به جز آنان ، تعداد زيادي شخصيت هاي فرعي نيز در تعزية روز عاشورا به مناسبت هاي مختلف در سر راه امام حسين قرار گرفته و برخي او را ياري نموده و برخي نيز از او ياري مي جويند و برخي ، روايت ظلم و ستم يزيديان به امام را براي ديگران روايتگر ميشوند .

 از اين افراد ميتوان به اعراب ماريه ، درويش ، عابس ، شوذب ، سلطان قيس و وزيرش ، زعفر جني و لشگريان جن ، و تعدادي نقش ديگر اشاره نمود .

سيزلر ساغ اولون

Mohammad Komijani

هر چه ميخواهد دل تنگت بگو