تعزيه خواني هنر نمايشي كميجان komijantazie   

  عشق زينب بيماري نيست جز فوق جنون.........هركه گويد يا حسين بر او سرايت ميكند..........اي كه بيماري چرا نزد طبيبان ميروي.......خرده نان سفره زينب كفايت ميكند.........كربلا باشد سفارت خانه حق بر زمين......اين سفارتخانه را زينب صدارت ميكند.........بيرق خون خواه شاه كربلا اين مطلب است......اهل عالم گوش باشيد اين سپاه زينب است

  تماس با من

  آرشيو

  ابزار و امکانات

 

لوگوي وبلاگ شما


:حضور و غياب

  سايت هاي مرتبط با كميجان

لينك اول

history of komijanتاريخ كميجان

اخبار كميجان

فرهنگ و آداب و رسوم كميجان

نامداران كميجان

قصه هاي كميجان

تعزیه خوانان زرقان

شهداي كميجان

عراقي شاعر نامدار

ايل هاي برچلو و بزچلو

history of komijanتاريخ كميجان

اخبار كميجان

ماجراهاي پدربزرگ

نامداران كميجان

درباره نويسنده

طنزهاي داداشعلي كلواني

تغذيه مصنوعي باستاني كميجان

  صاحبخونه

 

 

  تعزيه خواني در محلة سراب

 

پيدايش تعزيه خواني در محلة سراب

در حوالي سال 1337 مسيب جابريان ، اكبرآقا تجلي و چند تن از جوانان محلة سراب عيسي آباد ،  در اثر تشويق بزرگان محله ( سيد قاسم حسيني و ) شروع به شناسايي و يارگيري جوانان مستعد و فراهم نمودن مقدمات باجرا در آوردن تعزيه مي نمايند .

علت آن كار و تشويق بزرگان محله هم ، بنا به قول حاج مسيب جاويد ، اين بود كه گويا يكي از اهالي محله براي تماشاي مراسم تعزيه خواني  به محله بازار رفته بود و در جريان تعزيه ، ناظم جلسه به وي توهين كرده بود و همين امر باعث راه اندازي تعزيه خواني در اين محله گرديد .

 يارگيري با حضور آقايان محمدعلي حاجيلو ، سيد محسن حسيني ، علي صفدر عربي ، ابوالقاسم بهادري و ابراهيم بهادري ، محرم ميوه ، رمض ميوه ، قاسمعلي شاهمرادي ، يحيي محمدي و تني چند از جوانان با استعداد محل انجام و هسته اوليه شكل گرفته و تمرينات ابتدايي خود را ، پس از فراغت از كار روزانه و  شبها در منزل اكبرآقا تجلي شروع ميكنند .

پس از مدتي تمرين كه با حضور اكثريت زنان و مردان محله مورد تشويق و تماشا قرار ميگرفت ، كم كم تعزيه هاي كوچك و كم نفرات را بصورت آماتور در ميدانچه كنار مسجد باجرا در ميآورند و پس از 2 سال تمرين بالاخره جرأت اجراي يكسره تعزيه عاشورا را به خود داده و باصطلاح “ قتيل را مي برند “ .

بريدن در اينجا يعني اجرا كردن .

در طول اين جريان از انواع حمايت هاي مادي ، معنوي ، زباني ، قدمي و قلمي زنان و مردان محله برخوردار بودند و حتي زنها ميدان تعزيه را آب و جارو ميكردند و بچه ها با آوردن گليم و جننه پالاس(جل و پلاس نوعي زير انداز گليم باف را ميگويند ) ، اطراف ميدان تعزيه را مفروش و براي نشستن تماشاگران آماده ميكردند و مردان نيز هزينه تهيه ابزار و آلات و  ادوات حرب و لباس و علم و كلاهخود و غيره را فراهم ميكردند .

 

Mohammad Komijani

هر چه ميخواهد دل تنگت بگو