تعزيه خواني هنر نمايشي كميجان komijantazie   

  عشق زينب بيماري نيست جز فوق جنون.........هركه گويد يا حسين بر او سرايت ميكند..........اي كه بيماري چرا نزد طبيبان ميروي.......خرده نان سفره زينب كفايت ميكند.........كربلا باشد سفارت خانه حق بر زمين......اين سفارتخانه را زينب صدارت ميكند.........بيرق خون خواه شاه كربلا اين مطلب است......اهل عالم گوش باشيد اين سپاه زينب است

  تماس با من

  آرشيو

  ابزار و امکانات

 

لوگوي وبلاگ شما


:حضور و غياب

  سايت هاي مرتبط با كميجان

لينك اول

history of komijanتاريخ كميجان

اخبار كميجان

فرهنگ و آداب و رسوم كميجان

نامداران كميجان

قصه هاي كميجان

تعزیه خوانان زرقان

شهداي كميجان

عراقي شاعر نامدار

ايل هاي برچلو و بزچلو

history of komijanتاريخ كميجان

اخبار كميجان

ماجراهاي پدربزرگ

نامداران كميجان

درباره نويسنده

طنزهاي داداشعلي كلواني

تغذيه مصنوعي باستاني كميجان

  صاحبخونه

 

 

  حاميان تعزيه

 

برخي از افراد نيز بيش از سايرين در تشويق و حمايت از تعزيه عمل ميكردند كه از جمله افراد خير و با نفوذ ، مرحوم سيد قاسم حسيني بود كه با مرحوم ذوالفقارخان دارابي اهل و ساكن چهرقان ، دوست بود و با اكبرآقا تجلي با او تماس گرفته و قرار گذاشت كه ايشان جنگ  ( به ضم ج و معناي مجموعه ) تمام تعزيه ها را تهيه و تدوين نمايد .

جنگ مذكور با دستخط آنمرحوم و كاغذ و جوهري كه پدرم ، مسيب جاويد راد در اختيارش قرار ميداد در يك نسخه تهيه شد ، كه گنجينه ي عظيمي از اشعار تركي مربوط به بيش از25 مجلس تعزيه را در خود گرد آورده است .

برادرم اكبر ، آن جنگ را با خود به تبريز برد و پنج شش جلد از آن را به روش فتوكپي تكثير كرد و بين علاقمندان خانواده توزيع كرد ، گويا به خرج آسيد محسن حسيني كه خودش هم قبلاً تعزيه خوان بود و در تاريخ مورد بحث در تبريز ساكن شده  بود .

نسخه اي از آن جنگ هم به من تعلق گرفته بود كه نصيب محمد پورمحمد اهل مزلقان ساوه شد ، در واقع امانت برد و نياورد .

 او استوار يكم گارد شاهنشاهي بود كه پس از انقلاب در پادگان 06 كادر خدمت ميكرد ، من در آنجا در فاصله سالهاي 61 تا 62 به خدمت سربازي در فروشگاه تعاوني پادگان مشغول بودم و او عضو هيئت مديره بود و شبيه خوان .

لباس دار ، خادم ، ناظم ، سربند ، پروكن ، لشگر ، شاطر ، طبال ، سنج زن ، چاي ريز ، چاي پخش كن و اسب نگه دار و صحنه پرداز ، نقش هاي اساسي را در جريان تدارك و راه اندازي و برگزاري و اجراي تعزيه بعهده  داشتند و افراد زيادي آماده و داوطلب انجام اين امور بودند ، از آن جمله : علي اصغرعربي ، مرحوم محمدبهادري ، عزيز اصغر شاهمرادي مرحوم عباس محمدصادق معروف به شيخ عباس قمي  و پسر مرحومش احمد خدابخشي و مرحوم ذبيح الله بهادري و مدقلي بهادري از مهارت بالايي در اين امور برخوردار بودند . بويژه بايد از احمد بهادري كه از همان ابتدا طبال و طبل زن بود ، ياد كنم .

 اين اواخر هم عده اي از جوانها مسئوليت امور صوت و الكتريسيته را بعهده گرفته اند كه از اهميت بالايي برخوردار شده است ، چون با توسعه بلندگو كم كم صداي تعزيه خوانها و نوحه خوانها مثل آب قنوات ، آن چنان ته افتاد و فرو كش كرد كه ديگر بدون بلندگو ، حتي افراد كنار دست آنها هم قادر به شنيدن صدايشان نبودند ، در حاليكه در گذشته ، بدون بلندگو آنچنان با صداي بلند مي خواندند كه صدايشان تا آنطرف ده هم مي رسيد و شنيده ميشد .

 

Mohammad Komijani

هر چه ميخواهد دل تنگت بگو