محرم در كميجان

عزاداري محرم <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

در كميجان عزاداري محرم به دو بخش شبانه و روزانه تقسيم ميشود .

در عزاداري شبانه پس از جمع شدن مردم در مساجد و حسينيه ها ، روحاني محل پس از خواندن نماز جماعت ، به منبر رفته و پس از مدتي صحبت و ارشاد مردم ، جوانان گرد هم آمده و دسته اي تشكيل ميدادند و پس از لحظاتي تمرين سينه زني و زنجيرزني ، كه بمنظور شكل گيري دسته و روان شدن نوحه خوان انجام ميشود ، دسته با علم و كتل و چلچراغ و طبل و سنج ، با نظم و ترتيب به حركت در آمده و به تمام مساجد و حسينيه ها و مجالس عزاداري رفته و نوحه خواني و سينه زني و زنجيرزني و عزاداري مي كنند .

عزاداري روزانه مختص تعزيه خواني است و ممكن است در هر روز سه يا چهار و گاهي شش مجلس تعزيه در محلات مختلف كميجان ( انار ، مسجدجامع ، حصاربالا ، سراب عيسي آباد ، عليقلي بگ و عيسي آباد ) برقرار شده و با جمع كردن مردم محلات به تعزيه خواني و عزاداري بپردازند .

در ماه محرم اگرچه ممكن است عزاداريهاي شبانه و حركت دستجات و هيئت ها از روز سوم و جهارم محرم آغاز شود ، ولي عزاداري روزانه و تعزيه خواني ها از همان روز اول محرم آغاز ميشود و براي دهة اول محرم براي هر روز برنامة مخصوص تعزيه خواني دارند كه متناسب با برنامه هايي كه در سال شصت و يكم هجري اتفاق افتاده تنظيم و زمانبندي شده است .

روز اول محرم

در اينروز ، تعزية حجت الوداع را ميخوانند و ماجراي آن حكايت از جريان بيعت خواهي يزيد و يزيديان از امام حسين در مدينه و هجرت آن حضرت بسوي مكه و شروع حركت انقلابي امام حسين و يارانش مي باشد .

روز دوم محرم

در اينروز ، تعزية حضرت حمزه را ميخوانند و ماجراي آن حكايت از جريان جنگ احد است در سالهاي اول توسعه و گسترش اسلام ، پس از واقعه و جنگ بدر ، جنگي بين ياران و لشگريان پيامبر با كفار قريش صورت گرفت كه در آن جنگ پس از آنكه شواهد پيروزي لشگريان اسلام و شكست كفار ظاهر شد ، هجوم مسلمانان براي جمع آوري غنايم و غفلت آنان موجب حملة مجدد كفار و لشگريان شكست خوردة قريش و در نتيجه شكست لشگريان اسلام گرديد .

در اين جنگ حمزه عموي شجاع پبامبر به شهادت رسيد و دندان مبارك حضرت رسول شكست و غلامي بنام وحشي ، با دريدن سينة حمزه جگرش را بيرون آورده و براي هنده كه زن ابوسفيان و مادرمعاويه بود ، برد و آن ملعون كه تعدادي از بستگانش در جنگ بدر بدست حمزه كشته شده بودند ، جگر آن شهيد راه اسلام را بدندان گرفت و با خوردن آن  دل خود را خنك كرد ، از آنروز به بعد به هند جگر خواره معروف  و ناميده شد  .

روز سوم محرم

در اينروز ، تعزية شهادت مسلم را ميخوانند و ماجراي آن حكايت از جريان دعوتنامه هاي كوفيان از امام حسين جهت عزيمت به كوفه و پذيرش ولايت و امامت اهل كوفه است و امام براي ارزيابي صحت قول و قرار كوفيان و آماده نمودن مقدمات كار ، پسر عمويش مسلم بن عقيل را بهمراه دو پسر نوجوانش بكوفه اعزام ميكند .

وقتي مسلم بكوفه ميرسد به شدت مورد استقبال مردم كوفه قرار گرفته و آنان با او بعنوان نمايندة امام بيعت مي كنند و دعوت خود از امام را تجديد مي نمايند .

 شبي كه مسلم در حال خواندن نماز جماعت در مسجد كوفه بود ، خبر ورود عبيدالله بن زياد به كوفه به مردمي كه پشت سر مسلم باو اقتدا كرده و مشغول خواندن نماز جماعت بودند مي رسد و يكي يكي نماز خود را نيمه تمام رها كرده و يواشكي از مسجد مي گريزند .

وقتي كه مسلم سلام نماز را مي دهد و براي مصافحه با نمازخوانان به اطرافش مي نگرد ملاحظه مي كند كه همه رفته و او را تنها گذاشته اند و او باين ترتيب به بيوفايي عهد و پيمان مردم كوفه پي برده و براي امام حسين قاصدي فرستاده و او را از آمدن به كوفه منع و نهي ميكند ، ولي خودش گرفتار نامردي و دنيادوستي مردم كوفه شده و پس از مقداري جنگ و گريز در كوچه هاي كوفه باسارت افتاده و در بالاي بام دارالحكومه بدار آويخته ميشود .

روز چهارم محرم

در اينروز ، تعزية شهادت طفلان مسلم را ميخوانند و ماجراي آن حكايت از جريان سرگرداني دو پسر نوجوان مسلم در كوفه و پناه بردن آنان به كوفيان و در نهايت گرفتار شدن آنان بدست افراد دنيادوست و دشمنان آل پبغمبر و برده شدن آنان به مجلس ابن زياد و كشته شدن آنادو نوجوان مظلوم است .

روز پنجم محرم

در اينروز ، تعزية شهادت حربن يزيد رياحي را ميخوانند و ماجراي آن حكايت از جريان يكي از سرداران سپاه يزيد بنام حربن يزيد رياحي است كه در كربلا راه خود را گم كرده و خود و سپاهيانش بشدت تشنه و بيتاب شده بودند كه به كاروان امام برخورد نموده و از آنان آب ميخواهند

امام به جوانانش دستور آب دادن و سيراب نمودن حر و لشگريانش را ميدهد و پس از انجام معارفه و شناسايي امام حسين توسط حر ، او راه حركت كاروان امام حسين را مي بندد و مانع رفتن آنان به هر طرف شده و آنان را زمينگير مينمايد و در اثر حركت او و سپاهيانش اهل بيت و حرم امام حسين ناراحت و نگران مي شوند.

امام حسين كه در ابتداي امر به او خوبي كرده بود ، پس از مشاهدة اين رفتار ناجوانمردانه ، باو نفرين ميكند و از خدا ميخواهد كه مادرش براي او عزا بگيرد .

حر پس از چندي از كار خود پشيمان شده و وقتي پسرش علي نيز سرگرداني و ناراحتي روحي پدرش را مي بيند با او صحبت كرده و باين نتيجه ميرسند كه هردو خود را به چادر امام حسين برسانند و اعلام توبه و درخواست بخشش نمايند ، در نتيجه سر و پاي خود را برهنه كرده و چكمه و شمشير بگردن آويخته و زار و نالان بر خاك افتاده و خزيده به چادر امام مي آيند  .

پس از آنكه امام حسين آندو را بخشيده و به جوانان بني هاشم دستور ميدهد كه چكمه و شمشير آنان را از گردنشان باز كرده و مورد احترام و اعزازشان قرار دهند ، حر از امام درخواست ميكند كه براي مقابله باسپاه دشمن ، بعنوان اولين فرد حمله نموده و آنان را تارومار نمايد و در اثر اصرار او امام موافقت نموده و او و پسرش هردو در ميدان جنگ به شهادت مي رسند .

روز ششم محرم

در اينروز ، تعزية ثعلبيه را ميخوانند و ماجراي آن حكايت از جريان رسيدن خبر بيوفايي مردم كوفه و بي اعتباري قول و قرار آنان  و وصول خبر شهادت مسلم به امام حسين در محلي بنام ثعلبيه است .

روز هفتم محرم

در اينروز ، تعزية آب آوردن علي اكبر و يا شهادت قاسم را ميخوانند و ماجراي آن حكايت از جريان رفتن علي اكبر به سمت فرات و آوردن آب براي كودكان تشنة حرم امام حسين و همچنين به ميدان رفتن و به شهادت رسيدن قاسم بن حسن است .

 روز هشتم محرم ، تعزية شهادت علي اكبر را ميخوانند و ماجراي آن حكايت از جريان درخواست علي اكبر از امام براي عزيمت به ميدان جنگ و ارسال پيام خداحافظي به مدينه با كبوتر و به ميدان رفتن و شهادت علي اكبر حسين است .

روز نهم محرم

در اينروز كه به تاسوعا معروف است ، تعزية شهادت عباس را ميخوانند و ماجراي آن حكايت از جريان ، امان نامه آوردن شمر از ابن زياد براي عباس ، پاره كردن نامه مذكور توسط عباس و حملة او به شمر و فرار آن نامرد ، تشنگي اهل و عيال امام حسين و در خواست آب از سقاي كربلا ، رفتن عباس بن علي به سوي فرات براي آب آوردن و جنگ با مارد قهرمان عرب ، حملة لشگريان شمر و ابن سعد به او و قطع شدن دست راست و سپس دست چپ او و در نهايت شهادت دردناك و دلخراش آن رزمنده و سردار نامدار است .

روز دهم محرم و عاشورا

در اينروز ، تعزية كامل و سنگين و وقت گير عاشورا ، را ميخوانند كه يك روز كامل طول مي كشد و ماجراي آن حكايت از جريان پيوستة حركت امام به سمت كربلا و برخورد او با لشگر حر و استقرار اجباري او در كربلا و شهادت تك تك ياران و جوانان و مردان بني هاشم و اصحاب و ياران امام حسين در دشت كربلا ميباشد .

در تعزية عظيم روز عاشورا ضمن حضور و به شهادت رسيدن چهره هايي مانند : حربن رياحي ، علي بن حر ، عباس بن علي ، علي اكبر حسين ، قاسم بن حسن ، دو طفلان زينب ، و علي اصغر طفل شيرخوار امام و عبدالله بن حسن و سيد و سالار شهيدان عالم حضرت امام حسين عليه و الصلوه و السلام تعدادي از ياران امام حسين هم به شهادت مي رسند كه در برخي روايات تعداد مجموع شهداي كربلا را هفتاد و دو تن ذكر كرده اند .

به جز آنان ، تعداد زيادي شخصيت هاي فرعي نيز در تعزية روز عاشورا به مناسبت هاي مختلف در سر راه امام حسين قرار گرفته و برخي او را ياري نموده و برخي نيز از او ياري مي جويند و برخي ، روايت ظلم و ستم يزيديان به امام را براي ديگران روايتگر ميشوند .

 از اين افراد ميتوان به اعراب ماريه ، درويش ، عابس ، شوذب ، سلطان قيس و وزيرش ، زعفر جني و لشگريان جن ، و تعدادي نقش ديگر اشاره نمود .

سيزلر ساغ اولون

/ 0 نظر / 9 بازدید