حاميان تعزيه

برخي از افراد نيز بيش از سايرين در تشويق و حمايت از تعزيه عمل ميكردند كه از جمله افراد خير و با نفوذ ، مرحوم سيد قاسم حسيني بود كه با مرحوم ذوالفقارخان دارابي اهل و ساكن چهرقان ، دوست بود و با اكبرآقا تجلي با او تماس گرفته و قرار گذاشت كه ايشان جنگ  ( به ضم ج و معناي مجموعه ) تمام تعزيه ها را تهيه و تدوين نمايد .<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

جنگ مذكور با دستخط آنمرحوم و كاغذ و جوهري كه پدرم ، مسيب جاويد راد در اختيارش قرار ميداد در يك نسخه تهيه شد ، كه گنجينه ي عظيمي از اشعار تركي مربوط به بيش از25 مجلس تعزيه را در خود گرد آورده است .

برادرم اكبر ، آن جنگ را با خود به تبريز برد و پنج شش جلد از آن را به روش فتوكپي تكثير كرد و بين علاقمندان خانواده توزيع كرد ، گويا به خرج آسيد محسن حسيني كه خودش هم قبلاً تعزيه خوان بود و در تاريخ مورد بحث در تبريز ساكن شده  بود .

نسخه اي از آن جنگ هم به من تعلق گرفته بود كه نصيب محمد پورمحمد اهل مزلقان ساوه شد ، در واقع امانت برد و نياورد .

 او استوار يكم گارد شاهنشاهي بود كه پس از انقلاب در پادگان 06 كادر خدمت ميكرد ، من در آنجا در فاصله سالهاي 61 تا 62 به خدمت سربازي در فروشگاه تعاوني پادگان مشغول بودم و او عضو هيئت مديره بود و شبيه خوان .

لباس دار ، خادم ، ناظم ، سربند ، پروكن ، لشگر ، شاطر ، طبال ، سنج زن ، چاي ريز ، چاي پخش كن و اسب نگه دار و صحنه پرداز ، نقش هاي اساسي را در جريان تدارك و راه اندازي و برگزاري و اجراي تعزيه بعهده  داشتند و افراد زيادي آماده و داوطلب انجام اين امور بودند ، از آن جمله : علي اصغرعربي ، مرحوم محمدبهادري ، عزيز اصغر شاهمرادي مرحوم عباس محمدصادق معروف به شيخ عباس قمي  و پسر مرحومش احمد خدابخشي و مرحوم ذبيح الله بهادري و مدقلي بهادري از مهارت بالايي در اين امور برخوردار بودند . بويژه بايد از احمد بهادري كه از همان ابتدا طبال و طبل زن بود ، ياد كنم .

 اين اواخر هم عده اي از جوانها مسئوليت امور صوت و الكتريسيته را بعهده گرفته اند كه از اهميت بالايي برخوردار شده است ، چون با توسعه بلندگو كم كم صداي تعزيه خوانها و نوحه خوانها مثل آب قنوات ، آن چنان ته افتاد و فرو كش كرد كه ديگر بدون بلندگو ، حتي افراد كنار دست آنها هم قادر به شنيدن صدايشان نبودند ، در حاليكه در گذشته ، بدون بلندگو آنچنان با صداي بلند مي خواندند كه صدايشان تا آنطرف ده هم مي رسيد و شنيده ميشد .

 

/ 0 نظر / 6 بازدید