نوحه زنجيرزنی

نوحه زنجيرزني از زبان “ حر عليه الرحمه “<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

راندة درگاه پاك ، چون تو شاهم سيدي

از گناه خويش ، اكنون عذرخواهم سيدي

بي پناهم سيدي

رحم كن آورده ام روسوي درگاه رسول

توبه ام را كن قبول

رونگردانم زدرگاه تو مايوس و ملول

توبه ام را كن قبول

 رو سيه شاها مخواهم ، نزد زهراي بتول

توبه ام را كن قبول

 ورنه در فرداي محشر، روسياهم سيدي

بي پناهم سيدي

راندة درگاه پاك ، چون تو شاهم سيدي

از گناه خويش ، اكنون عذرخواهم سيدي

بي پناهم سيدي

من همان حرم كه ره را برتو شاها بسته ام

در رهت بنشسته ام

قلب اطفال و عيالات تو را بشكسته ام

خاطرت را خسته ام

بودم اندر غفلت و در خواب غفلت بسته ام

دست از جان شسته ام

توبه التوبه ، پشيمان زين گناهم سيدي

بي پناهم سيدي

راندة درگاه پاك ، چون تو شاهم سيدي

از گناه خويش ، اكنون عذرخواهم سيدي

بي پناهم سيدي

من نميدانستم اما ، ابن سعد بيخبر

از خداي دادگر

آرزوي كشتنت را در خفا دارد بسر

اي شه نيكو سير

تا باينجا ميكشد كارشما در اين سفر

ورنه دراين رهگذر

كس نميديدي مرا با اين سپاهم سيدي

بي پناهم سيدي

راندة درگاه پاك ، چون تو شاهم سيدي

از گناه خويش ، اكنون عذرخواهم سيدي

بي پناهم سيدي

شرمسارم زانكه اول برتو ره سد كرده ام

سيدي بد كرده ام

خويشتن را راندة درگاه ايزد كرده ام

سيدي بد كرده ام

من خيانت با تو با جد تو احمد كرده ام

سيدي بد كرده ام

تا ابد شرمنده از اين اشتباهم سيدي

روسياهم سيدي

بي پناهم سيدي

راندة درگاه پاك ، چون تو شاهم سيدي

از گناه خويش ، اكنون عذرخواهم سيدي

بي پناهم سيدي

گر زجرمم نگذري شاها ، بدا برحال من

واي بر احوال من

يا نگيري دستم اندر حشر در احوال من

واي بر احوال من

مرغ بي بالم كه بشكسته است پر و بال من

 واي بر احوال من

رحم كن رحمي بر اين حال تباهم سيدي

بي پناهم سيدي

روسياهم سيدي

راندة درگاه پاك ، چون تو شاهم سيدي

از گناه خويش ، اكنون عذرخواهم سيدي

بي پناهم سيدي

سيدي نبود مگر جد تو خير المرسلين ؟

رحمه للعالمين

مادرت نبود مگر يكتا شفيع مذنبين ؟

اي امام سومين

بارگاه تو مگر نبود پناه مجرمين ؟

 اينك اي سلطان دين

من پناه آوردة اين بارگاهم سيدي

روسياهم سيدي

بي پناهم سيدي

راندة درگاه پاك ، چون تو شاهم سيدي

از گناه خويش ، اكنون عذرخواهم سيدي

بي پناهم سيدي

من گناهي را كه كردم خسته و درمانده ام

والاهي شرمنده ام

مانده اندر كار خويش و از پتاهت رانده ام

سربزير افكنده ام

حرم اما اندرين درگاه كمتر بنده ام

بندة پاينده ام

بهر اين جرم و گناهم چاره خواهم سيدي

بي پناهم سيدي

رو سياهم سيدي

راندة درگاه پاك ، چون تو شاهم سيدي

از گناه خويش ، اكنون عذرخواهم سيدي

بي پناهم سيدي

گر گنه كارم ولي اكنون بفكر چاره ام

 لطف كن درباره ام

چون غريب اين ديارم از وطن آواره ام

لطف كن درباره ام

دست از تو برندارم گرشوم صدپاره ام

لطف كن درباره ام

زانكه من افتاده اندر قعرچاهم سيدي

روسياهم سيدي ، بي پناهم سيدي

راندة درگاه پاك ، چون تو شاهم سيدي

از گناه خويش ، اكنون عذرخواهم سيدي

بي پناهم سيدي

دارم اميد شفاعت از تو اي سالار دين

من بروز واپسين

بگذرد از جرم من جد تو خيرالمرسلين

اي پناه مجرمين

 تاشفيع من شود فردا اميرالمؤمنين

 اي شفيع مذنبين

ميدهد اين مژده هر سنگ و كلوخم سيدي

 بي پناهم سيدي

 روسياهم سيدي

 

اين مختصرتقديم گرديد به تمامي ذاكران اباعبدالله الحسين سرور و سالار شهيدان كربلا و تعزيه خوانان و خادمان تعزيه و عزاداران حسيني در محلات مختلف كميجان و از خوانندگان محترم ، التماس دعا دارم براي خود و والدين و اخوي جوانمرگ شده ام اكبرجاويدراد كه در قبرستان امامية تبريز مدفون است . 

پايان                            بوسيلة محمد كميجاني ( جاويدراد)

بيست و هفتم شوال 1423 هجري قمري

معادل با يازدهم ديماه 1381 هجري شمسی نوشته شد و آخرين مطلب در روز ۲۲ دی ماه ۱۳۸۲ به وبلاگ تعزيه خوانی کميجان منتقل گرديد .

/ 0 نظر / 14 بازدید