شروع تعزيه خوانی در کميجان

تعزيه و تعزيه خواني در كميجان  <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

با اداي احترام به ارواح پاك و مطهر سيدالشهدا و 72 تن ياران جانبازش و طلب رحمت و شفاعت آن امام همام براي خود و والدينم و تمام كساني كه در جهت برگزاري مراسم آموزنده و مذهبي و مردمي تعزيه همت گماشته اند ، به ارواح تمام درگذشتگان اين دستگاه از خوانندگان و خادمين ، سلام و درود و صلوات ميفرستم و مغفرت آرزومندم .

اشعار تعزيه كه سرگذشت ائمه اطهار و ذكر مظلوميت آنان و خصوصاً سيدالشهدا و 72 تن يارانش بود و به زبان تركي هم خوانده ميشد ، بقدري در اثر تكرار و تكرار هر ساله در روح و جان مردم كميجان اعم از زن و مرد نفوذ كرده بود ، كه حتي در مواردي با آن گفتگو ميكردند و مثل اشعار فولكلوريك ورد زبان مردم در هنگام كار و تلاش بود . .

در حاليكه دختران و زنان در هنگام قاليبافي اشعار فولكلوريك ميخواندند ، مردان در حين كار، اشعار مذهبي و تعزيه را واگويه ميكردند و در هنگام درو ، آبياري ، خرمنكوبي ، كوزه گري و غيره بود كه اين اشعار را با حالت محزون با خود زمزمه ميكردند .

فارغ از جنبة سرگرمي اين اشعار ، جنبة آموزشي آن در مورد تاريخ اسلام نيز خيلي قوي بوده و در اثر تكرار ، مردم و حتي بيسوادان نيز اغلب آن شعر ها را از حفظ بياد دارند و وقتي در روز عاشورا كنار يك پيرمرد بيسواد عامي نشسته اي ، مي بيني كه او همراه تعزيه خوان اشعار را زمزمه مي كند و اين نشان از كاركرد عظيم اين هنرمردمي در ياددادن اين واقعه و زنده نگه داشتن اين خاطرة جانسوز در ذهن و روان مردم مي باشد .

روايت مي كنند كه ميرزا اصغرنامي كه بهمراه خانواده اش ساكن و اهل كميجان بوده است  از نوجواني داراي صداي بسيار رسا و خوبي بوده و استعداد زيادي در امر خوانندگي داشته است .

وقتي كه او نوجواني بيش نبود گويا در اثر دوست و دشمني برادرش را در جريان يك توطئه ناجوانمردانه مي كشند ( از بام سنگي را بر سرش انداخته و او را ناغافل ميكشند ) ملاعبدالله كه پدر ميرزا اصغر بوده در كميجان دستش بجايي نمي رسد و ناچار براي دادخواهي مستقيماً به دربار مي رود و تصميم ميگيرد بحضور شاه جوان ناصرالدين شاه برسد و داد خود را از شاه بخواهد .

<?xml:namespace prefix = v ns = "urn:schemas-microsoft-com:vml" />

طبيعتاً براي دو نفر روستايي رسيدن بحضور شاه شاهان سلطان صاحبقران به اين راحتي ميسر نبوده و پس از پرس و جو خبردار مي شوند كه امروز بعد از ظهر شاه براي تماشاي تعزيه به تكية دولت مشرف مي شوند ، اين اتفاق را از شانس خود دانسته و قبل از همه به محل برگزاري تعزيه درتكية دولت رفته و به عمود خيمة تكيه دولت تكيه داده و منتظر برقرار شدن تعزيه و آمدن شاه مي مانند .

تعزيه گردانان كه مشغول آماده كردن خود و صحنه بودند هر از گاهي چشمشان به يك پدر و پسر روستايي كه به ديوار تكيه داده بودند مي افتاد ، و از حسن اتفاق جوانك طفل خوان مجلس آنروز غيبت مي كند و هرچه تعزيه گردان منتظر ميشود ، او پيدايش نميشود و زمان هم به موعد برقرار شدن تعزيه نزديك مي شده و او در اضطراب و نگراني به اطراف نگاه ميكند .

 ناگهان چشمش به ميرزا اصغر مي افتد و دوان دوان به پيش ملاعبدالله آمده و از او مي پرسد كه آيا پسرش سواد دارد و قادر به خواندن است ؟

با اين سئوال زندگي ميرزا اصغر ورقي تازه ميخورد و از همانروز او با صداي خودش تعزيه خوان اصلي و خواننده نديم دربار ناصرالدين شاه ميشود و اين دوران خوانندگي مدتهاي مديد طول ميكشد تا او به سن كمال مي رسد و متوجه نگاههاي هوسبازانة مادر شاه ( ملكه مهد عليا ) بخود شده و براي فرار از هرزگي ، چند عدد نقشه احداث مسجد و مدرسه برداشته و عطاي دربار و درباريان را به لقايشان بخشيده و به كميجان برميگردد .

پس از برگشتن او به كميجان و احداث مسجد و مدرسة علميه و يخچال و نقاره خانه و ابنيه عام المنفعة ديگر ، با اربابان كميجان در ارتباط قرار گرفته و از طريق علاقمنديهاي خانم قدس السلطنه بيات كه همسر ابراهيم خان عاصم السلطنه بود ، برنامه تعزيه خواني را در محله بازار كميجان تدارك مي بينند .

خانم قدس السلطنه امكانات خريد لوازم و ادوات راه اندازي تعزيه را در اختيار آنان قرار ميدهد و تعدادي پرده هاي زردوزي شدة خوب از مجالس مختلف تعزيه را تهيه ميكنند كه بنام پرده هاي قدسيه معروف شده بود .

تمام لباسهايي كه براي تعزيه خوانان خريده بودند از لوازم و اجناس عالي و لباسهاي مخصوص و كلاهخود و سپر و شمشيرهاي خوب و كاردرست بوده و از همدان و ساير شهرها تدارك كرده بودند و با اين مقدمات تعزيه خواني را در مقابل مسجد جامع آغاز و در ايام محرم و روزهاي مناسب مجالس تعزيه را برقرارميكنند .

 بعد از مدتها كه تعزيه در محلة بازار و بويوك محله جريان داشت و مردم به تماشاي آن عادت كردند ، وقتي كه حمايت هاي مالي خوانين هم قطع گرديد ، ديگر مردم خود به اندازه كافي نذر و نياز داشتند كه بتوانند تداركات تعزيه را بانجام برساند .

/ 0 نظر / 4 بازدید